تعارض ادله متعدد
تنافى ميان مدلول سه دليل يا بيشتر مراد از تعارض ادله متعدد آن است كه ميان مدلول بيش از دو دليل ، تعارض و تنافى به وجود آيد ، مانند اينكه دليل عامى بگويد : « يجب اكرام العلماء » و دليل عام ديگرى بگويد : « يحرم اكرام العلماء » و دليل سومى نيز بگويد : « يجب اكرام العالم العادل » .
بحثى كه در اينجا مطرح مىشود اين است كه آيا در اين صورت ، براى رفع تعارض ، همان ظهورات اولى ادله ملاحظه مىگردد ؛ يعنى يكيك ادله باهم سنجيده مىشوند ، يا اينكه دو دليل باهم ملاحظه و بين آنها رفع تعارض مىشود و بعد با دليل سوم ملاحظه مىگردد ؟
به بيان ديگر ، آيا در رفع تعارض بين ادله متعدد ، از طريق انقلاب نسبت عمل مىگردد يا از طريق عدم انقلاب نسبت ؟
ميان اصولىها در اين باره اختلاف است ؛ عدهاى همچون مرحوم « آخوند » در « كفاية الاصول » « 1 » و « شيخ انصارى در « فرائد الاصول » « 2 » به عدم انقلاب نسبت ، و برخى ديگر به انقلاب نسبت معتقد شدهاند .
نيز ر . ك : انقلاب نسبت .
خويى ، ابو القاسم ، مصباح الاصول ، ج 3 ، ص 386 .
صدر ، محمد باقر ، بحوث فى علم الاصول ، ج 7 ، ص 265 .
مكارم شيرازى ، ناصر ، انوار الاصول ، ج 3 ، ص 572 .
سبحانى تبريزى ، جعفر ، المحصول فى علم الاصول ، ج 4 ، ص 455 .
تعارض ادله محرزه
ر . ك : تعارض ادله اجتهادى
تعارض ادله محرزه و اصول عملى
ر . ك : تعارض اصل عملى و دليل اجتهادى
تعارض ادله نقلى
تنافى مدلول دو يا چند دليل نقلى تعارض ادله نقلى ، مقابل تعارض ادله عقلى و به معناى تنافى ميان مدلول دو يا چند دليل نقلى است ، مانند : تعارض ظاهر كتاب و خبر واحد .
در تعارض ادله نقلى ، براساس قواعد باب تعارض عمل مىگردد .
عزيز برزنجى ، عبد اللطيف عبد اللّه ، التعارض و الترجيح بين الادلة الشرعية ، ج 1 ، ص 44 .
تعارض ادله نقلى و عقلى
ر . ك : تعارض دليل عقلى و نقلى
تعارض اسباب نزول
تنافى اقوال مفسّران و محدثان درباره شأن نزول آيات قرآن تعارض اسباب نزول ، از اقسام تعارض ادله لفظى و به معناى تنافى ميان اسباب مختلف نزول آيهاى از آيات قرآن است كه از سوى مفسران و محدثان بيان شده است ، چنانكه براى آيه :
يَسْئَلُونَكَ عَنِ الرُّوحِ قُلِ الرُّوحُ مِنْ أَمْرِ رَبِّي ،
« 1 * » دو شأن نزول نقل شده است :
1 . در « صحيح بخارى » از ابن مسعود نقل شده كه گفته : من و پيامبر صلّى اللّه عليه و آله در مدينه راه مىرفتيم كه جماعتى از يهود از آنجا عبور مىكردند ، برخى از آنان درباره حقيقت روح از پيامبر صلّى اللّه عليه و آله سؤال كردند و سپس اين آيه نازل شد .
2 . در « صحيح ترمذى » از ابن عباس نقل شده كه وقتى عدهاى از قريش درباره روح از پيامبر صلّى اللّه عليه و آله سؤال كردند ، اين آيه نازل شد .
بنا بر نقل اوّل ، اين آيه در مدينه ، و بنا بر نقل دوم ، در مكه نازل شده است ؛ پس بين دو سبب و شأن نزول ، تنافى و تعارض وجود دارد .
عزيز برزنجى ، عبد اللطيف عبد اللّه ، التعارض و الترجيح بين الادلة الشرعية ، ج 2 ، ص ( 75 - 70 ) .
تعارض استصحاب تعليقى و تنجيزى
تنافى ميان مدلول استصحاب تعليقى و تنجيزى تعارض استصحاب تعليقى و تنجيزى ، به معناى تنافى ميان مدلول استصحاب حكم تعليقى مانند : استصحاب حرمت كشمش در فرض جوش آمدن با مدلول استصحاب حكم تنجيزى مانند : استصحاب حليت كشمش قبل از جوش آمدن مىباشد ؛ براى مثال ، اگر گفته شود : « العنب اذا غلى يحرم » و انگور به كشمش مبدل شود ، درحالىكه هنوز غليان پيدا نكرده باشد ، حكم به حليت آن داده مىشود و اين حليت ، حليت فعلى و منجز است ، اما اگر غليان پيدا كند ، شك مىشود آيا آن حليت منجز از بين رفته يا باقى است ؛ در اين صورت ، از سويى استصحاب تعليقى مىگويد : اين شىء در زمانى كه انگور بود ، اگر جوش مىآمد ، حرام مىشد ، الآن هم كه كشمش شده اگر غليان پيدا كند ، حرام مىشود . و از سوى ديگر ، استصحاب تنجيزى مىگويد : كشمش قبل از غليان ، حلال بود ، الآن هم كه به جوش آمده ، حليت آن استصحاب مىگردد . پس لازمه استصحاب تعليقى ، حرمت بعد از غليان و لازمه استصحاب تنجيزى ، حليت بعد از غليان است و اين دو استصحاب باهم تعارض مىكنند .
نكته :
برخى از اصوليون بر اين باورند كه اجراى استصحاب
هامش
( 1 ) . آخوند خراسانى ، محمد كاظم بن حسين ، كفاية الاصول ، ص ( 516 - 515 ) .
( 2 ) . انصارى ، مرتضى بن محمد امين ، فرائد الاصول ، ج 2 ، ص 794 .
( 1 * ) . إسراء ( 17 ) ، آيه 85 .