انحلال علم اجمالى كبير به علم اجمالى صغير ، بر دو امر متوقف است :
1 . اطراف علم اجمالى صغير ، بخشى از اطراف علم اجمالى كبير باشد كه منحل شده است ؛
2 . مقدار معلوم به اجمال در علم اجمالى صغير ، از مقدار معلوم به اجمال در علم اجمالى كبير بيشتر نباشد .
صدر ، محمد باقر ، دروس فى علم الاصول ، ج 1 ، ص 405 .
انصارى ، مرتضى بن محمد امين ، فرائد الاصول ، ج 1 ، ص 28 .
ايروانى ، باقر ، الحلقة الثالثة فى اسلوبها الثانى ، ج 3 ، ص 267 .
مشكينى ، على ، اصطلاحات الاصول ، ص 82 .
حكيم ، محمد سعيد ، المحكم فى اصول الفقه ، ج 3 ، ص ( 285 - 284 ) .
نائينى ، محمد حسين ، فوائد الاصول ، ج 2 ، ص 200 .
انسداد
بسته بودن راه علم و علمى به احكام شرعى در عصر غيبت « انسداد » در لغت به معناى بسته بودن ، مقابل « انفتاح » به معناى باز بودن است و در اصطلاح اصولى ، به معناى بسته بودن راه علم و علمى به احكام شرعى به روى مكلفان در عصر غيبت است ؛ به بيان ديگر ، راههاى قطعى و علمى ( ظنى معتبر ) دستيابى به احكام شرعى ، بر مكلفان بسته است .
درباره احكام اعتقادى و اصول عقايد ، همچون شناخت خداوند و صفات او و شناخت پيامبران عليه السّلام ، همه علماى اصول معتقد به انفتاح هستند ؛ بنابراين ، بحث انسداد باب علم و انفتاح آن فقط در مورد احكام شرعى فرعى مطرح است .
درباره انسداد ، سه ديدگاه وجود دارد :
1 . انفتاح باب علم به احكام شرعى ؛ ديدگاه « سيد مرتضى » و پيروان او كه به آنها « انفتاحيون حقيقى » مىگويند اين است كه نسبت به بيشتر احكام شرعى ، باب علم باز است ؛
2 . انسداد باب علم و انفتاح باب علمى ؛ ديدگاه مشهور اصوليون اين است كه باب علمى ( ظن خاص ) باز است و به همين خاطر به بحث از حجيت ظن مطلق نياز نيست . اين گروه را « انفتاحيون حكمى » مىنامند ؛
3 . انسداد باب علم و علمى ؛ گروهى از اصوليون متأخر ، هم چون مرحوم « ميرزاى قمى » و اصحاب او ، طرفدار انسداد باب علم و علمى بوده و به حجيت مطلق ظن اعتقاد دارند . اين گروه را « انسداديون حقيقى » مىنامند .
مشكينى ، على ، اصطلاحات الاصول ، ص 88 .
نائينى ، محمد حسين ، فوائد الاصول ، ص 143 .
خمينى ، روح اللّه ، تهذيب الاصول ، ج 2 ، ص 7 .
صدر ، محمد باقر ، دروس فى علم الاصول ، ج 2 ، ص 169 .
انصارى ، مرتضى بن محمد امين ، فرائد الاصول ، ج 1 ، ص 183 .
انسداد باب اجتهاد
ممنوعيت دستيابى به احكام شرعى از طريق اجتهاد انسداد باب اجتهاد ، به معناى ممنوعيت دستيابى به احكام شرعى از طريق اجتهاد است .
بيشتر اهل سنت و اخبارىهاى اماميه ، به ممنوعيت اجتهاد و حرمت آن اعتقاد دارند ؛ در مقابل ، اصولىهاى شيعه و تعداد كمى از علماى متأخر اهل سنت به انفتاح باب اجتهاد معتقدند .
در مورد تاريخ سد باب اجتهاد ، نظريات متفاوتى ارائه شده است ، اما بيشتر علما معتقدند در اواخر دوران حكومت عباسيان ( اواخر قرن چهارم هجرى قمرى ) ، خليفه عباسى « القادر باللّه » از چهار نفر از فقهاى مذاهب چهارگانه خواست برطبق مذهب خود كتابى بنگارند . « ابو حسين قدورى » مطابق مذهب « ابو حنيفه » ، « ابو محمد عبد الوهاب » مطابق مذهب « مالك بن انس » ، « ماوردى » مطابق مذهب « محمد بن ادريس شافعى » ، و « ابو القاسم خرقى » مطابق مذهب « احمد بن حنبل » رسالههايى نگاشتند ، سپس « القادر باللّه » فرمان داد كه مردم فقط طبق آن كتابها عمل نمايند . « 1 »
اما اخبارىهاى از اماميه در قرن يازدهم هجرى به رهبرى مرحوم « ميرزا محمد امين استرآبادى » موجى عليه اجتهاد به راه انداختند ؛ آنها گمان مىكردند اجتهاد موجب متروك شدن نصوص دينى و عناصر خاصه ( اخبار و احاديث ) مىشود . از آنجا كه اخباريون ، در اصول و اجتهاد عناصر مشترك تعمّق نداشتند چنين پنداشتند كه به كارگيرى اجتهاد و اصول در شناخت احكام سبب مىشود تا عناصر خاصه ، ماهيت خود را از دست داده و تبديل به عناصر مشترك شود ، درحالىكه مجتهدان معتقد بودند به كارگيرى اجتهاد و اصول فقهى در استنباط احكام شرعى و موضوعات و حوادث واقعه ، همان بازگرداندن فروع تازه به اصول پايه است و هرگز از چارچوب عناصر خاصه خارج نبوده و هركدام مرحلهاى در شناخت احكام به حساب مىآيد و داراى اهميت ويژهاى است .
همان ، ص 309 و 318 .
طباطبايى حكيم ، محمد تقى ، الاصول العامة للفقه المقارن ، ص 599 .
بحر العلوم ، محمد ، الاجتهاد اصوله و احكامه ، ص 149 و 163 .
انسداد باب علم
عدم امكان تحصيل يقين در بيشتر احكام شرعى ، در عصر غيبت انسداد باب علم ، به معناى بسته بودن راههاى قطعى دسترسى به بيشتر احكام شرعى در زمان غيبت معصوم عليه السّلام است ؛ يعنى نسبت به بيشتر احكام شرعى تحصيل يقين ممكن نيست .
هامش
( 1 ) . جناتى ، محمد ابراهيم ، ادوار اجتهاد ، ص ( 205 - 204 ) .