نمىشود تا نسبت به آن استصحاب جارى شود ؛
3 . برخى ديگر اعتقاد دارند استصحاب وجودى در شبهه مفهومى جريان ندارد ، اما استصحاب عدمى نسبت به آن جارى مىگردد .
جزايرى ، محمد جعفر ، منتهى الدراية فى توضيح الكفاية ، ج 7 ، ص ( 389 - 388 ) .
فاضل لنكرانى ، محمد ، سيرى كامل در اصول فقه ، ج 14 ، ص ( 445 - 443 ) .
قدسى مهر ، خليل ، الفروق المهمة فى الاصول الفقهية ، ص 105 .
استصحاب در شبهه موضوعى
حكم به بقاى چيزى بعد از شك حاصل از ترديد در امور خارجى استصحاب در شبهه موضوعى ، مقابل استصحاب در شبهه حكمى است و آن در جايى است كه شك در بقاى چيزى ناشى از شبهه در امور خارجى باشد ، مانند : شك در بقاى طهارت لباس كه ناشى از شك در ملاقات آن با نجس مىباشد ، يا شك در بقاى نجاست آب كه ناشى از شك در اضافه شدن آب كر به آن است .
نكته :
اخبارىها مدعى هستند استصحاب فقط در شبهات موضوعى اعتبار دارد ؛ زيرا اخبار استصحاب ، آن را تنها در شبهات موضوعى حجت مىداند و در شبهات حكمى بايد احتياط كرد . بسيارى از اصوليون همانند مرحوم « آخوند خراسانى » و مرحوم « مظفر » معتقدند استصحاب هم در شبهه حكمى و هم در شبهه موضوعى اعتبار دارد .
نيز ر . ك : استصحاب در شبهه حكمى .
مشكينى ، على ، اصطلاحات الاصول ، ص 36 .
مظفر ، محمد رضا ، اصول الفقه ، ج 2 ، ص ( 277 - 276 ) .
آخوند خراسانى ، محمد كاظم بن حسين ، كفاية الاصول ، ص 445 .
نائينى ، محمد حسين ، اجود التقريرات ، ج 2 ، ص 130 .
نائينى ، محمد حسين ، فوائد الاصول ، ج 4 ، ص 308 .
فاضل لنكرانى ، محمد ، كفاية الاصول ، ج 5 ، ص 261 .
روحانى ، محمد ، منتقى الاصول ، ج 6 ، ص 65 .
جزايرى ، محمد جعفر ، منتهى الدراية فى توضيح الكفاية ، ج 7 ، ص 43 .
استصحاب زمان
حكم به بقاى بخشى از زمان استصحاب زمان از اقسام استصحاب امور تدريجى و مقابل استصحاب زمانيات بوده و به استصحابى گفته مىشود كه مستصحب آن ، نفس زمان مىباشد ؛ به بيان ديگر ، به معناى حكم به بقاى بخشى از زمان مىباشد ، مانند : استصحاب بقاى روز يا شب به هنگام شك در هريك ، و يا استصحاب بقاى ماه شعبان و يا ماه رمضان در يوم الشك ؛ براى مثال ، كسى كه نذر كرده در روز معينى قربانى كند ، در صورت شك در وقوع شب ، مىتواند استصحاب بقاى روز جارى كند .
در اينكه آيا در نفس زمان ، استصحاب جارى مىگردد يا خير ، ميان اصولىها اختلاف وجود دارد ؛ برخى مانند مرحوم « شيخ انصارى » استصحاب را در زمان جارى نمىدانند ؛ ولى برخى ديگر مثل مرحوم « نايينى » و « آخوند خراسانى » به جريان چنين استصحابى اعتقاد دارند . علت اين اختلاف آن است كه زمان از امور تدريجى الوجود ( غير قارّ ) مىباشد ؛ يعنى وجود آن داراى قرار و ثبات نيست و هرگز تمام اجزاى آن ، يكباره پديد نمىآيد ، بلكه هر جزئى از آنكه موجود مىشود ، تا معدوم نگردد ، جزء ديگر جايگزين آن نمىشود و از آن جايى كه استصحاب به هنگام شك در بقا جارى مىگردد نه هنگام شك در حدوث ، مخالفين جريان استصحاب در زمان ، مىگويند : چون اجزاى زمان به تدريج پديد مىآيد ، پس شك در بقا ، در آن معنا ندارد و از مصاديق شك در حدوث است كه استصحاب در آن جريان ندارد ؛ ولى معتقدان به جريان استصحاب در زمان ، پاسخ مىدهند كه هرچند به دقت عقلى ، استصحاب در نفس زمان جارى نيست ، ولى عرف اين دقت عقلى را به كار نمىبندد و با ديد مسامحى ، يك نوع وحدت اعتبارى ( غير حقيقى ) ميان اجزاى زمان لحاظ نموده و شب يا روز را حقيقت واحد در نظر مىگيرد ، آنگاه در آن استصحاب مىكند .
البته راهحلهاى ديگرى هم در اينباره بيان شده است .
انصارى ، مرتضى بن محمد امين ، فرائد الاصول ، ج 2 ، ص 644 .
فاضل لنكرانى ، محمد ، كفاية الاصول ، ج 5 ، ص 384 .
فاضل لنكرانى ، محمد ، سيرى كامل در اصول فقه ، ج 14 ، ص 538 .
خمينى ، روح اللّه ، الرسائل ، ج 1 ، ص 150 .
آخوند خراسانى ، محمد كاظم بن حسين ، كفاية الاصول ، ص 464 .
نائينى ، محمد حسين ، فوائد الاصول ، ج 3 ، ص ( 435 - 434 ) .
استصحاب زمانى
ر . ك : استصحاب زمانيات
استصحاب زمانيات
حكم به بقاى امور تدريجى الحصول در ظرف زمان استصحاب زمانيات از اقسام استصحاب امور تدريجى و مقابل استصحاب زمان مىباشد و به معناى حكم به بقاى امورى است كه به تدريج و در بستر زمان موجود مىشود ؛ به اين صورت كه تا جزء سابق از بين نرود ، نوبت به جزء لاحق نمىرسد و هيچگاه تمام اجزاى آن در يك زمان اجتماع نمىكند ، مانند : تكلم ، كتابت ، راه رفتن ، جريان آب در رودخانه ، كه وجود ثابت و مستقرى ندارند ، بلكه اجزاى آنها به تدريج در ظرف زمان حاصل مىشود . در اينگونه موارد ، اگر براى مثال ، تا زمان معينى يقين به تكلم و يا كتابت باشد و سپس در بقاى آن شك شود ، مجراى استصحاب زمانيات ، مىباشد .