فعليت متعلق ديگر باشد ، مانند : امر به ايستادن در ركعت اول و دوم نماز ، در جايى كه مكلف فقط قدرت ايستادن در يك ركعت را دارد .
سبحانى تبريزى ، جعفر ، المحصول فى علم الاصول ، ج 4 ، ص ( 412 - 411 ) .
اسباب تعارض
ر . ك : اسباب تعارض اخبار .
اسباب تعارض اخبار
عوامل وقوع تعارض ميان روايات اسباب تعارض اخبار ، عواملى است كه سبب وقوع تعارض و تنافى ميان روايات مىشود . برخى از اين اسباب عبارت است از :
1 . تقطيع در روايات ؛ يعنى حذف صدر و ذيل روايات هنگام نقل آن ؛
2 . اختلاف شرايط زمانى و مكانى راويان ؛ براى مثال ، « رطل مكى » و « رطل عراقى » باهم از نظر مقدار فرق دارند ؛ حال اگر در روايات ، لفظ « رطل » به كار رود ، براى مثال ، گفته شود : « الكرّ ستمائة رطل » - اين اختلاف موجب اختلاف در تعيين مقدار آب كر مىگردد ؛
3 . تقيه ؛ گاهى تقيه باعث صدور فتواى مخالف ، به خاطر حفظ جان و مصالح امامان و شيعيانشان ، و در نتيجه ، تعارض روايات مىشد ؛
4 . وجود تزوير در روايات ؛ براى مثال « مغيرة بن سعيد » ، « ابو الخطاب محمد بن مقلاص » ، « ابو زينب الاسدى الكوفى ، مكنى به ابو الظبيان » و « ابو اسماعيل » از مزورين هستند ؛
5 . نقل به معنا كردن روايات ؛
6 . كمبود راويان ثقه و عرب ؛ يعنى وجود راويان غير ثقه و يا غير عرب در سرزمينهاى عربى ، سبب اختلاف و تعارض در روايات مىگردد .
سبحانى تبريزى ، جعفر ، المحصول فى علم الاصول ، ج 4 ، ص ( 437 - 429 ) .
اسباب حصر
ر . ك : ادوات حصر و استثنا
اسباب حكم عقل عملى
عوامل حكم عقل عملى به حسن يا قبح يك شىء اسباب حكم عقل عملى ، اسبابى است كه موجب حكم كردن عقل عملى به بايسته بودن ( حسن ) و يا نبايسته بودن ( قبح ) فعلى مىگردد .
اين اسباب به حكم استقرا و تتبع - و نه حصر عقلى - به پنج قسم تقسيم مىشود :
1 . ادراك مصداق كمال يا نقص بودن چيزى توسط عقل نظرى ، موجب حكم عقل عملى به حسن يا قبح آن مىگردد ؛
2 . ادراك ملائمت - لذتبخش بودن - يا ناملائمت - مولم يا دردآور بودن - چيزى براى نفس انسان توسط عقل نظرى ، موجب حكم عقل عملى است به اينكه انجام آنچه ملايم نفس است ، پسنديده و انجام آنچه منافى و ناملايم نفس است ، ناپسند مىباشد ؛
3 . از اسباب حكم عقل عملى به حسن و قبح ، وجود يك سلسله خلقيات انسانى است كه در سرشت انسانها وجود دارد و موجب مدح ستايش اخلاق و صفات فاضله و ذم نكوهش رذايل اخلاقى مىگردد ؛ براى مثال ، شجاعت و كرم باعث مدح ، و بخل و جبن ، باعث ذم فاعل آن در نزد همگان است ؛
4 . انفعالات نفسانى ، مانند رقت ، شفقت ، حميت و غيرت كه در وجود هر انسانى يافت مىشود از اسباب حكم به حسن و قبح است ؛
5 . عرف و عادت مرسوم در جامعه نيز از اين اسباب است ؛ براى مثال ، برخاستن به احترام شخص تازه وارد و يا پذيرايى از مهمان ، موجب حكم عقل به تحسين اين كار مىگردد .
مظفر ، محمد رضا ، اصول الفقه ، ج 1 ، ص ( 219 - 216 ) .
اسباب رفع تعارض بدوى
راههاى بر طرف كردن تعارض ظاهرى ميان روايات اسباب رفع تعارض بدوى ، به عواملى گفته مىشود كه باعث رفع تعارض بدوى از طريق جمع عرفى مىگردد .
برخى از اين عوامل عبارت است از :
1 . تخصيص ، يا تقديم دليل خاص بر عام ، در تعارض به صورت عموم و خصوص ؛
2 . تقييد ، يا تقديم دليل مقيد بر مطلق ، در تعارض به صورت اطلاق و تقييد ؛
3 . تقديم دليل حاكم بر محكوم ، هنگام تعارض دليل حاكم و محكوم ؛
4 . تقديم دليل وارد بر مورود ، هنگام تعارض دو دليل وارد و مورود ؛
5 . تقديم نص بر ظاهر و اظهر ؛
6 . تقديم اظهر بر ظاهر .
نكته :
در موارد نادر كه دو دليل قطعى الصدور تعارض مىكنند ، از طريق جمع عقلى و تأويل بردن ، رفع تعارض مىشود .
مظفر ، محمد رضا ، اصول الفقه ، ج 2 ، ص ( 213 - 211 ) .
صدر ، محمد باقر ، بحوث فى علم الاصول ، ج 7 ، ص ( 17 - 14 ) .
اسباب شبهه
ر . ك : منشأ شك
اسباب شك
ر . ك : منشأ شك