أقره فلان :
يعنى آن را پذيرفته و تأييد نموده است و اين زمانى است كه يكى از علما رأى ديگرى را نقل مىكند سپس شخص ديگرى با گفتن أقره فلان ، بر آن شرح و حاشيه نويسد .
نفى الجواز :
حقيقت در تحريم است .
يجوز :
در عقود به معناى صحت و در أفعال به معناى حليت است .
تأمل ،
فتأمل ، فليتأمل :
تأمل :
بر دقت در معنا و گاهى بر پاسخ قوى دلالت مىكند .
فتأمل :
بر مخدوش بودن محل دلالت دارد و نيز بر پاسخ ضعيف اشاره مىكند و همچنين بر امرى زائد بر دقت در محل دلالت مىكند .
فليتأمل :
دلالت دارد كه در اين محل امرى زائد بر دقت به تفصيل وجود دارد و گفتهاند كه بر پاسخ ضعيفترى اشاره مىكند .
فيه بحث :
شافعيه در پايان هر پاراگرافى و در هنگام تكميل ديدگاه مشخصى اين اصطلاح را ذكر مىكنند و مرادشان از آن نيازمند بودن به اعمالنظر و فكر بيشترى است تا بر معناى مناسبى حمل شود .
فيه نظر :
اين واژه را هنگامى به كار مىبرند كه در مسأله رأى ديگرى باشد بهگونهاى كه معناى موجود را باطل مىدانند .
تدبر :
براى سؤال درباره مطلب است .
فتدبر
: براى بيان و تحقيق مابعد آن است ، يعنى براى بيان معنى و اثبات آن با دليل است .
حاصله يا محصله يا تحريره يا تنقيحه :
اين الفاظ هنگامى به كار مىروند كه در اصل ، لفظ زائدى است كه بىفايده است يا نقصى و قصورى است و براى روشن شدن معنا نياز به افزودن آن دارد .