تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مبادى و اصطلاحات علم فقه ( فارسى ) — صفحة 236

مساهمون:

ص٢٣٦
نهادن .

وضوء :

شستن و مسح اعضاى مخصوص همراه با نيت ، وضو با فتح واو يعنى آب و با ضم واو يعنى وضو و دست‌نماز .

وقف :

نگهدارى مال و بخشيدن محصول آن ، حبس‌كردن عين بر مصرف مباح به شرط قطع تصرف در آن . وقف از حيث انقطاع سه قسم است : 1 - منقطع الاول 2 - منقطع الاوسط 3 - منقطع الآخر .

وكالت :

كسى را در انجام كارى جائز و معلوم جانشين خود قرار دادن و عقدى غيرلازم است و وكيل امين است .

ولايت :

دستور دادن به ديگرى چه انجام دهد يا انجام ندهد . اقسام ولايت : 1 - ولايت عامه 2 - ولايت خاصه كه بر دو قسم است : 1 - ولايت بر جان 2 - ولايت بر مال .

ولى :

معناى ولى به وسيله اسمى كه به آن اضافه مىشود مشخص مىشود . 1 - مثل ولى اللّه 2 - ولى دم .

ولوغ كلب و خنزير :

دهن فروبردن سگ داخل ظرف .

ه

هاشمه :

زخمى است كه استخوان را مىشكند ولى آن را جابه‌جا نمىكند . ديه آن 5 إلى ده شتر است .

هاء و هاء :

بگير و بده ، هاك يعنى : خذ ، كاف را حذف و به جاى آن مد آورده‌اند .

هبه :

تملك چيزى در حال زندگى بدون عوض ، بخشش ، تمليك عين يا دين يا نفع عين در زمان حيات بدون عوض با لفظ هبه . واهب ( بخشنده ) بايد عاقل ، بالغ ، مالك هديه باشد و محجورعليه نباشد . هبه به اولاد ، هبه به كارمندان دولت ، هبه به وكيل ، هبه زوج به زوجه ، هبه ثواب ، هبه مال حرام ، هبه حق قسم به وسيله زن . هبه ، هديه ، صدقه و عطيه الفاظ