نهادن .
وضوء :
شستن و مسح اعضاى مخصوص همراه با نيت ، وضو با فتح واو يعنى آب و با ضم واو يعنى وضو و دستنماز .
وقف :
نگهدارى مال و بخشيدن محصول آن ، حبسكردن عين بر مصرف مباح به شرط قطع تصرف در آن .
وقف از حيث انقطاع سه قسم است : 1 - منقطع الاول 2 - منقطع الاوسط 3 - منقطع الآخر .
وكالت :
كسى را در انجام كارى جائز و معلوم جانشين خود قرار دادن و عقدى غيرلازم است و وكيل امين است .
ولايت :
دستور دادن به ديگرى چه انجام دهد يا انجام ندهد .
اقسام ولايت : 1 - ولايت عامه 2 - ولايت خاصه كه بر دو قسم است : 1 - ولايت بر جان 2 - ولايت بر مال .
ولى :
معناى ولى به وسيله اسمى كه به آن اضافه مىشود مشخص مىشود . 1 - مثل ولى اللّه 2 - ولى دم .
ولوغ كلب و خنزير :
دهن فروبردن سگ داخل ظرف .
ه
هاشمه :
زخمى است كه استخوان را مىشكند ولى آن را جابهجا نمىكند . ديه آن 5 إلى ده شتر است .
هاء و هاء :
بگير و بده ، هاك يعنى :
خذ ، كاف را حذف و به جاى آن مد آوردهاند .
هبه :
تملك چيزى در حال زندگى بدون عوض ، بخشش ، تمليك عين يا دين يا نفع عين در زمان حيات بدون عوض با لفظ هبه .
واهب ( بخشنده ) بايد عاقل ، بالغ ، مالك هديه باشد و محجورعليه نباشد .
هبه به اولاد ، هبه به كارمندان دولت ، هبه به وكيل ، هبه زوج به زوجه ، هبه ثواب ، هبه مال حرام ، هبه حق قسم به وسيله زن .
هبه ، هديه ، صدقه و عطيه الفاظ