تصور حقيقى
( - تصوّر تامّ ، ص 60 ) ( - حدّ ، ص 252 ) .
تصوّر مكتسب
تصورى كه از تصورات ديگر بدست آيد . مانند تصور مربع و دايره و مثلث و زمين و ماه و خورشيد و آهن و مس و آب و آتش . . . مثلا تصور مربع از بهم پيوستن منتظم تصورات « شكل » و « چهار » و « ضلع » و « مساوى » و « زاويهء قائمه » بدست مىآيد .
و بهمينسبب براى تعريف و شناساندن مربع مىگوئيم : « شكل چهار ضلعى محدود به چهار ضلع مساوى و داراى زواياى قائم » . ( - تصور نظرى ، تصور اكتسابى ) ( - / تصور بيّن ، تصور بديهى ، تصور ضرورى ، تصور اوّلى ) .
« و مثال تصور مكتسب شناختن حقيقت فرشته ، و مثال تصديق مكتسب دانستن به يقين كه فرشته هست » ( اساس ، ص 4 ) .
تصوّر ناقص
تصورى كه تام نباشد يعنى مشتمل بر همهء ذاتيات معرّف نباشد ( - / تصور تام ) ( - تصور تام ، ص 60 ) .
تضادّ
( - ص 64 و 65 و 70 ) .
تضايف
( - ص 69 ) .
تضمّن
( - دلالت تضمن ، ص 111 ) .
تعارض
اختلاف دو حكم يا دو قضيه با هم در صدق و كذب . اختلاف دو استدلال كه هريك به نتيجهاى نقيض نتيجهء استدلال ديگر منجر گردد « و باشد كه آن تعارض بحسب دو قوت مختلف بود ، مانند عقل و وهم تا [ در اصل يا ] بحسب عقل مثلا حكم كند به يك طرف و بحسب وهم حكم كند به ديگر طرف . . . كه [ مثلا ] بحسب عقل دانند كه در موضعى تاريك شدن از خطر خالى است و به حسب وهم از آن خايف باشند » ( اساس ، 330 ) .
تعريف
( - معرّف ، ص 251 ) .