ايقاع
1 - علم و يقين به وقوع يا عدم وقوع نسبت محمول به موضوع ( - اذعان ) .
2 - ايجاد كردن ، حاصل كردن ، افكندن .
« صناعت شعرى ملكهاى باشد كه با حصول آن بر ايقاع تخيلاتى كه مبادى انفعالات مخصوص باشد ، بر وجه مطلوب قادر باشند ( اساس ، 586 ) .
« قياسات داراى مراتب گوناگونند : برخى ايجاد يقين مىكنند و آن قياسات برهانى است ، و بعضى ايقاع شبه يقين مىكنند و آن يا قياس جدلى است و يا قياس سوفسطائى مغالطى ، و برخى ديگر ايقاع مىكنند ايقاع ظنى غالب و آن قياس خطابى است . اما قياس شعرى ايقاع تصديق نمىكند ، بلكه ايقاع تخييل مىكند » ( شفا ، برهان ، ص 4 ) .
أين
يكى از مقولات عشر . و آن عبارت است از بودن شىء در مكان خود .
« و لفظ أين و متى بر اين دو مقوله از آن جهت نهادهاند كه اين دو لفظ استفهام است از مكان متمكّن و زمان متزمّن . و نه دال بر حقيقت مكان و زمان است و نه بر حقيقت متمكن و متزمن » ( اساس ، ص 51 ) .
أيون
جمع « أين » .