تخطي إلى المحتوى الرئيسي

فرهنگ اصطلاحات منطقى به انضمام واژه نامه فرانسه و انگليسى ( فارسى ) — صفحة 303

مساهمون:

ص٣٠٣
Indivisible
غير قابل تقسيم
Inductif
استقرائى
Induction ( / - De ? duction )
استقراء ( در يونانى اپاگوگى - افاغوجى )
- amplifiante
استقراء تعميم‌دهنده ، استقراء ناقص
Induction comple ? te
استقراء تامّ
- incomple ? te
استقراء ناقص
- formelle
استقراء تام
- totalisante
استقراء تام
Ine ? vitable
ضرورى
Ine ? vitablement
ضرورة ، بالضّروره ، به نحو ضرورت ، بضرورت
Infe ? rence imme ? diate
استنتاج مستقيم و بىواسطه
Inhe ? rence
1 - جزء ذات يا يكى از اعراض لازم شىء بودن ، لازم چيزى بودن ، از چيزى جدا نشدن ، امتناع انفكاك 2 - جزء ذات يا يكى از صفات چيزى بودن ، خواه صفات لازم و ثابت و خواه صفات غير لازم و غير ثابت ، يكى از ذاتيّات يا تعيّنات شىء بودن .
inhe ? rent a ?
1 - جزء ذات يا اعراض لازم شىء ، لازم شىء ، جداناشدنى از شىء 2 - جزء ذات يا يكى از صفات شىء . در حقيقت شىء را ذاتى است و صفات و تعيّناتى . حال هرچه جزء ذات يا صفات شىء باشد نسبت بدان شىء
« inhe ? rent »
است .
Instrument
آلت
Instrumental
آلى
Instruments dialectiques
ادوات جدل
Intension
مفهوم
Intensionalite ?
دلالت معانى و صور ذهنى بر اشياء خارجى
Interlocuteur
مخاطب ، شخص طرف بحث
Interpre ? tation
عبارت
Interrogation
سؤال ، مطلب
Interrogations scientifiques
مطالب علمى ( يعنى مطلب ما و هل و لم )
Intervertible
قابل تبديل ، قابل قلب ، قلب‌پذير
Intrinse ? que ( / - extrinse ? que )
1 - داخل در ماهيت ، جزء ماهيت ، جزء قوام ، ذاتى . 2 - آنچه در خود شىء است ، وصفى كه در خود شىء وجود دارد نه اينكه از مقايسهء آن با شىء ديگر ناشى شود ، يعنى آنچه جزء ذات يا صفات حقيقى شىء است نه جزء صفات اضافى .
Intuition
حدس ، شهود
Inversion
1 - قلب ، تبديل
فرهنگ اصطلاحات منطقى به انضمام واژه نامه فرانسه و انگليسى ( فارسى ) — صفحة 303 | محمد خوانسارى