نتواند بود . اما اقسام ديگر تصور را انواع بسيار است كه بحسب قرب و بعد نسبت به شىء خارجى و وضوح و خفا داراى درجاتى است .
تصوّرات مكتسب بوسيلهء اقوال شارحه ( يعنى تعاريف ) بدست مىآيد . و اقوال شارحه يا مشتمل بر محمولات ذاتى و عرضى است ، يا مشتمل بر آنها نيست .
و هريك از ذاتى و عرضى را اقسامى است . بعضى خاصّ به معرّف و بعضى مشترك ميان آن و غير آن . پس قول شارح يا صرفا از ذاتيّات فراهم آمده ، يا صرفا از عرضيات ، يا از تركيبى از ذاتيّات و عرضيّات ، يا از هيچ يك از ذاتيات و عرضيات .
قول شارحى كه از ذاتيات فراهم آمده يا حاوى همهء ذاتيّات است ، يا حاوى برخى از ذاتيّات . و آنكه حاوى برخى از ذاتيات است ، يا افادهء تميز معرّف از تمامى آنچه غير آن است مىكند ، يا تنها افادهء تميز از بعضى چيزهاى ديگر مىكند .
و قول شارحى كه از عرضيّات فراهم آمده نيز ، يا افادهء تميز كلّى مىكند ، يا افادهء تميز جزئى . يا اساسا افادهء تميز نمىكند .
و قول شارحى كه مركّب از ذاتيّات و عرضيات باشد نيز در افادهء تميز همينگونه است .
امّا قول شارحى كه نه دالّ بر ذاتيات باشد و نه دالّ بر عرضيات ، اگر افادهء صورتى كند شبيه به معرّف ( به شباهتى قريب يا بعيد ) تا اندازهاى بىارزش نيست . اما آنچه حتى افادهء شبيه هم نكند اساسا قول شارح نيست .
پس اقوال شارحه اقسام گوناگون دارد كه البته ارزش و اعتبار آنها يكسان نيست . از لحاظ ارزش حدّ تام در رأس همه قرار دارد . اما حدّ ناقص هرچه مشتمل بر ذاتيات بيشترى باشد ارزش بيشتر دارد .
حال اگر كاملا موجب تميز باشد ، يعنى معرّف را كاملا از اشياء ديگر ممتاز سازد .
بهترين حدّ ناقص است . و اهل ظاهر بين اينگونه حدّ ناقص كه كاملا موجب امتياز است و بين حدّ تامّ فرقى نمىگذارند . يعنى ارزش هردو را يكسان مىدانند . چه براى آنها همين افادهء تميز كلّى ( يعنى تميز از همهء اشياء ) كافى است . خواه با همهء ذاتيّات باشد ، و خواه با برخى از ذاتيات .
رسم هم اگر افادهء تميز كلّى كند ، رسم تامّ است و اگر نكند رسم ناقص .
و بهترين رسم آن است كه مركّب از هردو ( ذاتيات و عرضيّات ) باشد .
امّا حد و رسمى كه افادهء تميز نكند اصلا در تعريف مدخلى ندارد .
و آنچه نه از ذاتيات باشد و نه از عرضيات و تنها از امور مشابه فراهم آمده باشد ، و
فرهنگ اصطلاحات منطقى به انضمام واژه نامه فرانسه و انگليسى ( فارسى ) — صفحة 258
مساهمون: محمد خوانسارى
ص٢٥٨