محلّ اعتنا نيست . و آنجا كه قضيه كليّه باشد ، در صورتى كه دائمى و ضرورى كاملا بر هم منطبق است ، ديگر عنوانى جداگانه به دائمى اختصاص دادن ، و دو اصطلاح براى آن ذكر كردن ، كه طبعا موجب سنگينبارى ذهن و حافظهء منطقآموز مىشود وجهى ندارد . و چه بهتر كه اساسا متعرّض آن نشوند .
* * * قضيّهء ممكنه قضيّهاى است كه جهت آن امكان باشد .
امكان مانند ضرورت و امتناع از مفاهيم بديهى است . و معنى آن احتمال و « شايد بودن » است و مقابل « ضرورت » است . امكان كاربردهاى مختلف دارد كه هر يك را نامى مخصوص است ، بدين شرح :
1 - امكان عامّ - امكان به وضع اوّل همين امكان عامّ
( Possibilite ? )
است و آن عبارت است از سلب امتناع . مثلا وقتى مىگويند فلان چيز ممتنع است و ما امتناع آن را قبول نداشته باشيم ، مىگوئيم نه ، اين چيز ممكن است . يعنى ممتنع نيست . يا به عبارت ديگر يعنى عدمش ضرورت ندارد . امكان به اين معنى شامل واجب هم مىشود . يعنى واجب هم ممكن است به امكان عامّ . پس ممكن به اين معنى مقابل ممتنع است .
توضيح مطلب آنكه : تصوّر عامّه از ممكن ، با تصوّرى كه خاصّه ( بحسب وضع ) از آن دارند ، متفاوت است . چه به نظر عامّه ، ممكن يعنى هرچه ممتنع نباشد . خواه واجب باشد ، خواه غير واجب . پس وقتى مىگويند « فلان چيز ممكن نيست » منظورشان اين است كه ممتنع است .
بنابراين ممكن عامّ يا ممكن عامّى يعنى