أجزاء ذاتى
آنچه جزء ذات و ماهيت شىء است ، مانند حيوان و ناطق كه اجزاء ذاتى انساناند ( - اجزاء قوام ، اجزاء مقوّم ، ذاتيّات ، اجزاء ماهيّت )
أجزاء قوام
امورى كه جزء ماهيّت چيزى است . يعنى امورى كه با هم سازندهء ماهيت شىء است .
مانند جوهر و سهبعدى كه اجزاء قوام جسماند ( - اجزاء ذاتى ، اجزاء مقوّم ، اجزاء ماهيت ، ذاتيات ) .
« حدّ شىء از لحاظ ماهيت آن شىء ، به اجزاء قوام آن تمامى مىيابد » ( برهان ، ص 288 )
أجزاء ماهيّت
آنچه داخل در ماهيت شىء است ، آنچه قوام ماهيت بدان وابسته است . مانند حيوان و ناطق كه اجزاء ماهيت انساناند . ( - اجزاء قوام ، اجزاء مقوّم ، اجزاء ذاتى ، ذاتيات ) .
« و چون مسئول عنه يك چيز كلى بود مانند انسان ، جواب به تمامى اجزاء ماهيت او باشد و آن حيوان ناطق است كه حدّ حقيقى انسان است » ( اساس ، ص 24 ) . « و جنس و نوع اشتراك دارند در آنكه مقول در جواب ماهواند ، و جنس و فصل اشتراك دارند در آنكه اجزاء ماهيتاند » ( اساس ، ص 32 ) .
أجزاء مقوّم
( - اجزاء قوام )
أجناس عاليه
كلىترين اجناس كه ما فوق همهء اجناس و انواعاند و وراى آنها يعنى برتر از آنها ديگر جنسى وجود ندارد . اجناس عاليه به نظر ارسطو منحصرا ده است ( مقولات عشر ) كه عبارتند از : جوهر ، كمّ ، كيف ، أين ، متى ، وضع ، ملك ، اضافه ، فعل ، انفعال . اين تقسيمبندى در حقيقت تقسيمبندى كليهء ماهيات ممكن است ، و هر ماهيتى از قبيل انسان يا آهن يا دايره يا بريدن يا بريده شدن يا برادرى و فرزندى و جز آن ، و حتى ماهيّات معدوم از قبيل سيمرغ و كيميا در ذيل يكى از اين مقولات واقع است . و به تعبير ديگر ، معظم ماهياتى كه عقول و اذهان بدان احاطه توانند يافت در تحت اين اجناس محصور است ، و گذشته از بعضى از امور معقول مانند وجود و وجوب و امكان ، يا چيزهائى كه مبادى و نهايات بعضى انواع هستند ( مانند وحدت كه مبدأ عدد ، و نقطه كه نهايت خط است ) چيزى ديگر از اعيان