هيچ وجه خبرى نباشد . « 1 » ( مانند مفقودين جنگها )
غَدْر
غَدْر مصدر غَدَرَ در لغت به معنى نقض پيمان و وفانكردن به عهد است . « 2 »
در اصطلاح فقهى از نظر نظامى نقض امانى است كه به كافر جنگى داده شده و از نظر شرع حرام است . « 3 »
پيامبر گرامى اسلام ( ص ) فرمود :
« ايَّاكَ وَ الْغَدْرِ ، فَانَّهُ اقْبَحُ الْخِيانَةَ . . . » « 4 »
بپرهيز از غدر و نقض عهد ، زيرا آن بدترين خيانت است .
اميرمؤمنان ( ع ) فرمود :
« الْوَفاءُ لِاهْلِ الْغَدْرِ غَدْرٌ عِنْداللَّهِ ، وَالْغَدْرُ بِاهْلِالْغَدْرِ وَفاءٌ عِنْدَاللَّهِ » « 5 »
وفا به خيانتكاران ، نزد خدا دغلى است ، وبيوفائىبدانان ، از نظر خدا عين وفادارى است .
غَزْوِه
غَزْوَه به فتح اول و سكون دوم ( جمع آن غَزْوات ) در لغت به معناى جنگيدن مىباشد و از كلمه « الغزو » گرفته شده است . « 6 » اسم فاعل آن « غازى » و جمع آن « غُزاة » و « غُزّى » آمده است ، مانند قاضى ، قضاة - سابق ، سُبّق . « 7 » و از اين نمونه است كلمهء « غُزّى » در آيه زير :
هامش
( 1 ) - مجموعه كامل قوانين حقوقى جمهورى اسلامى ( 1363 ) ، ص 433 .
( 2 ) - مجمع البحرين ، ماده غَدْر .
( 3 ) - جواهرالكلام ، ج 21 ، ص 78 .
( 4 ) - ميزان الحكمه ، ج 7 ، ص 174 .
( 5 ) - نهج البلاغه ، حكمت شماره 251 .
( 6 ) - لسان العرب ، ابوالفضل جمال الدين محمد بن مكرم ، ج 15 ، ص 123 ، نشر دار صادر ، المنجد .
( 7 ) - به معناى رفتن به پيكار دشمن و غارت او . ( همان )