در اصطلاح به كسانى گفته مىشود كه عليه امام على خروج كرده و به جنگ با او مىپردازند و همچنين به اصحابجمل و يارانمعاويه و اهلنهروان نيز خوارج گفتهمىشود . « 1 »
از حضرت على ( ع ) چنين روايت شده است :
« وَ قالَ لَمَّا قُتِلَ الْخَوارِجُ فَقيلَ لَهُ : يا اميرَالْمُؤْمِنينَ هَلَكَ الْقَوْمُ بِاجْمَعِهِمْ كَلّا ، وَاللَّهُ انَّهُمْ نُطَفٌ فى أَصْلابِ الرِّجالِ وَ قَراراتِ النِّساءِ كُلَّما نَجِمَ مِنْهُمْ قَرِنَ قُطِعَ ، حَتَّى يَكُونَ آخِرَهُمْ لَصُوصاً سَلّابينَ » « 2 »
هنگامى كه خوارج كشته شدند ، به حضرت على ( ع ) عرض شد : يا اميرمومنان همهء اين جماعت كشته شدند ، پس خوارج تمامشان از بين رفتند . آن حضرت فرمود هرگز ، به خدا سوگند اينها نطفههايى هستند در پشت مردان و رحم زنان . هرزمانى كه فردى از خوارج قد علم كند و شاخى بلند نمايد ، شاخش شكسته و قطع مىشود تا اينكه سرانجام اين گروه به راهزنى و دزدى ختم شود .
همچنين از حضرت على ( ع ) اين گونه روايت شده است :
« امِرْتُ بِقِتالِ ثَلاثَهٌ : الْقاسِطينَ وَالنَّاكِثينَ وَالْمارِقينَ فَامَّا الْقاسِطُونَ فَاهْلُ الشَّامِ وَامَّا النَّاكِثُونَ ( فَذَكَرَهُمْ ) وَ امَّا الْمارِقُونَ فَأَهْلُ النَّهْرُوانِ » « 3 »
من به جنگ با سه دسته مأمور شدم : قاسطين ، ناكثين ، مارقين . قاسطين اهل شام هستند و ناكثين ( پس آن حضرت آنها را نام بردم ) و مارقين نيز اهل نهروان مىباشند .
خَيْل
خيل به معنى اسب است ، و جمع آن « خُيُول » و « اخْيال » بوده و از باب مجاز به اسب سوار نيز اطلاق مىشود . « 4 »
هامش
( 1 ) - ميزان الحكمه ، ج 3 ، ص 19 .
( 2 ) - همان ، ص 27 - 28 .
( 3 ) - همان ، محمدى رى شهرى ، ج 3 ، ص 18 .
( 4 ) - المنجد ، ص 203 ، ماده خيل .