انبربيريس
( Anbarbiris )
( لا )
Berberis Vulgaris
( فر )
Berberis
انبربيريس را بپارسى زرسك خوانند .
الابنيه ( بهم 9 ، زل 9 ) .
زرشك است كه آن را انبربيريس ، امبرباريس ، انبرباريس ، برباريس ، امير - باريس نوشتهاند . انبربيريس در ترجمهء صيدنه چنين تعريف شده است : انبرباريس را به نون و به ميم نيز نويسند و او را به لغت پارسى زرشك گويند و زرك هم گويند . . .
و ابو حنيفه دينورى گويد امبرباريس را افزار گويند و شاخهاى درخت او بزرگ نباشد و خارهاى او مثلث بود و شكوفهء او زرد است و گفتهاند دو نوع بود يك نوع او به هيأت مستدير است و رنگ او سرخ بود و اين نوع را بيشتر منبت در دشتها بود و نوع ديگر سياه باشد و هيأت او مستطيل بود .
از اين نوع او بيشتر بود و اين بيشتر در كوهها بود ( ترجمهء صيدنه ، ب 17 ) .
امبرباريس به فتح همزه و سكون ميم . . .
و انبرباريس به نون به جاى ميم نيز آمده است . . . به فارسى زرشك و زارج و زرنك نيز نامند ( مخزن ) .
اميرباريس و يقال له ايضا برباريس . . . اسمه بالفارسيه الزرشك و يقال زرتك ( شرح اسماء ، م 17 ) .
اميرباريس مصحف امبرباريس است و ريشهء اين لغت روشن نشده و شايد سريانى است و در هرحال نام امبر - باريس در كتاب گياهشناسى يونانى مذكور نيست . زرشك نام فارسى اوست كه در كتب مفردات سريانى نيز آمده است ( مايرهوف ، م 17 ) . و اما زرشك چنان كه ديديم آن را زرتك و زرك هم نوشتهاند و صاحب اختيارات بديعى زرنگ و زارج هم ضبط كرده است ( ر ك :
دهخدا ، لغت امبرباريس ) . در الابنيه به - جاى زرشك چنان كه ملاحظه شد زرسك با سين مهمله نوشتهاند و چون در نسخهء « نس » ( چاپ بنياد فرهنگ ، ص 13 ) زير سين سه نقطه ديده مىشود احتمال تصحيف در اين كار نمىرود . دكتر زرگرى دربارهء زرشك چنين مىنويسد :
زرشك . . . درختچهاى خاردار و داراى شاخههاى شكننده است . ارتفاع آن از يك تا سه و گاه به شش مترى مىرسد .
چوب آن رنگ زرد دارد و بطورى كه اگر شاخهء آن شكسته شود اين رنگ به خوبى ظاهر مىگردد . در ارتفاعات البرز غالبا به چشم مىخورد . شاخههاى بلند اين درختچه تيغهاى فراوان دارد . گل آن در ارديبهشت و خرداد ظاهر مىشود . ميوهء آن كوچك ، قرمزرنگ بيضوى است . يونانيان قديم با زرشك آشنائى نداشتهاند زيرا در كشور آنها اين گياه نمىروئيده است ( زرگرى ، ج 1 ، ص 57 - 58 ) .