قضيه را به عرض رسانيد حضرت فرمود : « ان عادوا عليك فعد » و بدين مناسبت آيهء ذيل نازل گرديد « 1 » :
« مَنْ كَفَرَ بِاللَّهِ مِنْ بَعْدِ إِيمانِهِ إِلَّا مَنْ أُكْرِهَ وَ قَلْبُهُ مُطْمَئِنٌّ بِالْإِيمانِ . . »
« 2 »
در نظر فقهاى اهل سنت و جماعت
به عقيدهء شافعى اكراه عبارت است از اينكه شخص مغلوب كسى گردد كه قدرت امتناع و گريز از وى را ندارد و ظن قوى داشته باشد كه در صورت مخالفت با دستور او مورد شكنجه و ضرب قرار مىگيرد و يا به دست او كشته مىشود « 3 » .
و تحقق اكراه مشروط به سه امر است :
اول - اينكه مكره قاهر بوده و شخص قدرت مقابله با او را نداشته باشد .
دوم - آنكه شخص ظن قوى داشته باشد كه مكره تهديد و وعيد را عملى خواهد كرد .
سوم - آنكه وعيد مكره از قبيل تهديد به قتل و ضرب و حبس طويل و اهانت باشد « 4 » .
به عقيدهء حنفيه اكراه فعلى است كه شخصى دربارهء غير انجام مىدهد و موجب سلب رضايت و يا اختيار او ( نسبت به عملى كه انجام مىدهد ) مىگردد بدون آنكه اهليت تكليف از وى سلب شود . اكراه در نظر حنفيه بر دو قسم است :
الف - اكراه ملجىء و آن در صورتى است كه تهديد به قتل يا قطع بعض اعضا باشد اين نوع هم رضا و هم اختيار را منتفى مىسازد .
ب - اكراه غير ملجىء و آن در صورتى است كه تهديد به حبس يا ضرب يا در حدود آنها باشد . اين قسم فقط رضا را سلب مىكند نه اختيار را . و در هر صورت در تحقق اكراه شرط است كه مكره بر انجام آنچه مىگويد قادر باشد و مكره از تهديد و وعيد او بترسد « 5 » .
هامش
( 1 ) . متاجر شيخ انصارى چاپ مذكور ، ص 120 ، مجمع البحرين ، ص 606 .
( 2 ) . سورهء نحل آيهء 106 .
( 3 ) . الام ج 3 ، ص 210 .
( 4 ) . المهذب تأليف ابو اسحاق شيرازى ج 2 ، ص 78 .
( 5 ) . المبسوط تأليف شمس الدين سرخسى ج 24 ، ص 38 . الهدايه ( شرح بداية المبتدى ) ج 3 ، ص 200 ، اللباب فى شرح الكتاب ج 3 ، ص 234 ، نظرية العقد فى الفقه الجعفرى ، ص 243 .