نمىتواند تكليف خويش را نسبت به عملى معين نمايد بلكه جاهل به اصل تكليف يا نوع آن است ، در اين هنگام مىتواند با رجوع به اصل برائت ، قاعدهء احتياط و طهارت و حليّت ، خود را از تحيّر و ترديد بيرون آورد .
اطاعت و عصيان
اطاعت آن است كه مكلّف نسبت به آنچه مطلوب مولى است و يقين به رضامندى وى به انجام يا ترك عملى دارد ، پيروى نمايد .
ولى عصيان نقطهء مقابل آن قرار دارد يعنى آنچه را كه مطلوب مولى نيست بلكه مىداند باعث مبغوضيّت اوست اتيان كند . به تعبير ديگر عصيان يعنى تمرّد و سرپيچى آگاهانه از اوامر و نواهى خداوندى .
اطلاق
اطلاق نقطهء مقابل تقييد است . اگر انسان معنايى را بدون توجه به وصف يا حالتى تصور كند ، اين اطلاق است . ولى چنانچه همان معنا با وصفى خاص يا حالتى معين مورد ملاحظه قرار گيرد تقييد خواهد بود .
علماى علم اصول براى اطلاق تقسيمات گوناگونى ذكر نمودهاند كه ذيلا از نظرتان مىگذرد :