تخطي إلى المحتوى الرئيسي

فرهنگ اصطلاحات اصولى ( فارسى ) — صفحة 69

مساهمون:

ص٦٩
نمىتواند تكليف خويش را نسبت به عملى معين نمايد بلكه جاهل به اصل تكليف يا نوع آن است ، در اين هنگام مىتواند با رجوع به اصل برائت ، قاعدهء احتياط و طهارت و حليّت ، خود را از تحيّر و ترديد بيرون آورد .

اطاعت و عصيان

اطاعت آن است كه مكلّف نسبت به آنچه مطلوب مولى است و يقين به رضامندى وى به انجام يا ترك عملى دارد ، پيروى نمايد . ولى عصيان نقطهء مقابل آن قرار دارد يعنى آنچه را كه مطلوب مولى نيست بلكه مىداند باعث مبغوضيّت اوست اتيان كند . به تعبير ديگر عصيان يعنى تمرّد و سرپيچى آگاهانه از اوامر و نواهى خداوندى .

اطلاق

اطلاق نقطهء مقابل تقييد است . اگر انسان معنايى را بدون توجه به وصف يا حالتى تصور كند ، اين اطلاق است . ولى چنانچه همان معنا با وصفى خاص يا حالتى معين مورد ملاحظه قرار گيرد تقييد خواهد بود . علماى علم اصول براى اطلاق تقسيمات گوناگونى ذكر نموده‌اند كه ذيلا از نظرتان مىگذرد :
فرهنگ اصطلاحات اصولى ( فارسى ) — صفحة 69 | محمد حسين مختارى مازندرانى