مثال آن مانند اينكه نسبت به حيات زيد سابقا يقين داشتيم ولى الآن ترديد داريم كه او زنده است يا نه ؟ به مقتضاى استصحاب حكم به بقاى او نموده و آثار و احكامى را كه حيات زيد داراست بر آن مترتب مىنماييم .
اركان استصحاب
استصحاب داراى سه ركن است :
1 - يقين سابق
2 - شك لاحق
3 - وحدت موضوع در ظرف يقين و شك
بديهى است جريان استصحاب منوط به تماميّت اين اركان مىباشد و در صورت اخلال به يكى از آنها استصحاب تحقق نمىيابد ، چنان كه در مثال گذشته مجموع اركان سهگانه ثابت است ؛ به اين معنا كه « يقين سابق » متعلق به حيات زيد بود و « شكّ لاحق » عبارت از شكّ در حيات زيد و نيز « وحدت موضوع » بر اساس حيات و عدم حيات زيد مىباشد . ازاينرو با جمع بودن اين اركان ، استصحاب به طور طبيعى در آن جريان دارد .
البته برخى از علما عناصرى چون تعدد زمان متيقن و مشكوك ، تقدم زمان متيقّن بر زمان مشكوك ، وحدت زمان شك و يقين و