نخواهد بود . از اينجهت طبق عمل به استحسان ، قياس خفى را بر قياس جلىّ بايد ترجيح و اولويّت داد .
استصحاب احكام شرايع سابقه
هرگاه نسبت به بقا يا ارتفاع حكمى كه در شرايع گذشته وجود داشته به واسطهء نسخ شدن در اين شريعت ترديد كنيم ، استصحاب بقاى آن جارى است . زيرا ادلّهء استصحاب عموميّت داشته و استصحاب احكام شرايع سابق را نيز در برمىگيرد . از طرفى اركان استصحاب هم در اين خصوص تمام است ، چه آنكه يقين سابق و شكّ لاحق در آن موجود است .
اين در حالى است كه برخى از محقّقان علم اصول استصحاب احكام شرايع سابق را به خاطر عدم شمول ادلّهء استصحاب نسبت به اين مورد ، مورد انكار قرار مىدهند . تفصيل مسأله را مىتوان از طريق منابع اصولى جويا شد .
استصحاب امور قارّه و غير قارّه
امور قارّه امورى است كه در يك زمان همه اجزايش در وجود جمع باشند ، از قبيل ذوات و جواهر .
امور تدريجى و غير قارّ امورى است كه اجزاى آن در عالم وجود به صورت طولى تحقق مىيابند يعنى هر جزيى پس از زايل شدن