تخطي إلى المحتوى الرئيسي

واژه شناسى اصطلاحات اصول فقه ( فارسى ) — صفحة 33

مساهمون:

ص٣٣
4 - وجود انفعالات نفسانى كه در انسانها هست ، مثلا صفاتى كه انسان به واسطه داشتن اين صفات تحت تأثير برخى چيزها قرار مىگيرد و از آنها منتقل مىشود و حكم مىكند بر حسن يا قبح بعضى امور . 5 - وجود يك سلسله عادتها ، آداب و رسومى كه در ميان مردم هست و به مقتضاى همين عادات ، انسانها كسى را كه محافظ بر اين عادات باشد را مدح و در غير اين صورت ذم مىكند كه اين حسن و قبح عادى است .

اسم نكره

آن لفظى است كه وضع شده براى دلالت بر يك فرد غير معين از جنس خودش . مثلا : اسد با تنوين ، دلالت دارد بر يك فرد از افراد اسد منتهى « لا على التعيين » كه قابليت دارد هر فردى از افراد باشد .

اسم جنس

عبارت است از لفظى كه وضع شده براى دلالت بر جنس و ماهيت با قطع نظر از افراد و مصاديق ؛ مثلا : كلمهء اسد بدون تنوين دلالت بر ماهيت اسد دارد كه حيوان درنده باشد . « مجردا عن كل قيد و خصوصية » .

استنباط

از ماده نبط است و به معنى استخراج آبهاى تحت الارضى است و در اصطلاح اين است كه فقيه از لابلاى انبوه آيات و روايات ديگر منابع احكام را استخراج بنمايد مثلا شرب خمر حرام است .

استعمال

استعمال لفظ در معنى : پس از آنكه لفظ براى معنايى وضع شود يا به كار رود ، نوعى علاقه بين آن دو پديد مىآيد به‌گونه‌اى كه تصور لفظ سبب تداعى معنى