اصالة الاباحة يا اصل اباحه
هرگاه در مورد چيزى شك در حرام يا حلال بودن آن داشته باشيم ، اصل اباحه جارى مىشود و حكم به حلال بودن مىكنيم .
بايد توجه داشت كه برخى خلط كردهاند بين اباحه عقلى و اباحه شرعى و حال آنكه بعد از ثبوت اباحه شرعى ، موضوع اباحه عقلى منتفى است .
- اباحه عقلى :
اباحه عقلى يعنى اينكه با قطع نظر از شرع و حكم شرعى ، آيا اصل در اشياء اباحه است يا حظر ؟ معروف ميان فقهاى اماميه در اين قسم قول به اباحه عقلى است . به عنوان « اصالة الحظر » رجوع شود .
- اباحه شرعى :
در هر حال ، بعد از ورود اوامر و نواهى شرعى نيز ، اصل در اشياء اباحه است مادامىكه نهى وارد نشده باشد ، يا وارد شده باشد ولى به مكلف نرسيده باشد . دليل اين قسم از اباحه خود شرع است . بر اباحه شرعى به كتاب و سنّت استناد شده است .
- كتاب :
از كتاب به آياتى مانند آيه 29 سورهء بقره
هُوَ الَّذِي خَلَقَ لَكُمْ ما فِي الْأَرْضِ جَمِيعاً
و آيه 168 سوره بقره
يا أَيُّهَا النَّاسُ كُلُوا مِمَّا فِي الْأَرْضِ حَلالًا طَيِّباً
و آيه 145 سوره انعام
قُلْ لا أَجِدُ فِي ما أُوحِيَ إِلَيَّ مُحَرَّماً عَلى طاعِمٍ يَطْعَمُهُ إِلَّا أَنْ يَكُونَ مَيْتَةً أَوْ دَماً مَسْفُوحاً أَوْ لَحْمَ خِنزِيرٍ
استناد شده است .