پوستند محلق مىكنيم و مىگوييم او نيز سياهپوست است .
و يا در امور شرعى ، وقتى مىبينيم اكثر نمازها به سمت قبله خوانده مىشود ، به گونهاى كه گمان مىكنيم نماز بودن اين موارد ، علّت روبهقبله بودن است ، اگر ديديم در شرع اجازه داده شد كه نمازى را در حال حركت بخوانيم و شكّ كرديم كه آيا بايد روبهقبله باشد يا نه ؟ حكم مىكنيم به لزوم روبهقبله بودن ، به جهت الحاق اين فرد مشكوك به اغلب افراد در لزوم روبهقبله بودن .
البتّه « غلبه » وقتى حجّت است كه مفيد اطمينان به حكم شرعى باشد . « 1 »
غير مستقلات عقليه
به عنوان « استلزامات عقليه » رجوع شود .
فتح ذرايع
به عنوان « سدّ ذرايع » رجوع شود .
فحوى الخطاب
به فحوى الخطاب ، « لحن الخطاب » ، « قياس اولويّت » يا « مفهوم موافقت » نيز گفته مىشود .
به عنوان « قياس » و « مفهوم » رجوع شود .
هامش
( 1 ) اصطلاحات الاصول ، ص 178 .