مثلا هرگاه انسان يقين به طهارت آبى داشته باشد و سپس شك كند در نجس شدن آن آب ، پاك بودن آن را استصحاب مىكند و آثار آب پاك را برآن مترتب مىكند . اكنون اگر با اين آب ، لباس نجسى را آب كشيد ، دو استصحاب موجود است . 1 - استصحاب طهارت آب . 2 - استصحاب بقاى نجاست لباس .
ولى با اجراى استصحاب در آب مشكوك ( استصحاب سببى ) نوبت به اجراى استصحاب نجاست لباس ( استصحاب مسببى ) نمىرسد . زيرا موضوع استصحاب دوم ، يعنى شك در نجاست لباس ، با اجراى استصحاب اول كه موجب حكم شرعى به طهارت آب شده بود ، منتفى مىشود .
شك طارى
شك در بقاى موضوع يا حكم را بعد از علم به آن موضوع يا حكم ، شك طارى گويند .
مثلا : قبلا نفقهى پدر بر فرزند واجب بود ، اكنون شك دارد كه آيا با گذشت چند سال ، باز هم نفقهى پدر بر او واجب است يا نه ؟
و يا اينكه : قبلا اين آب پاك بود ، اكنون شك دارد كه آيا هنوز هم اين آب پاك است يا نه ؟
در هر دو مثال ، شك را « طارى » گويند .
شك مسببى
به عنوان « شك سببى » رجوع شود .