اما اگر محمول ، جزء ذات موضوع و يا تمام ذات موضوع نباشد ، بلكه امرى بيرون از ذات موضوع باشد كه بر موضوع حمل شده است ، آن را عرضى گويند مانند : انسان خندان است . در اين مثال ، خندان ( محمول ) ذاتى انسان ( موضوع ) نيست ، به گونهاى كه با زايل شدن آن ، موضوع نيز زايل شود . بلكه ممكن است محمول ( خندان ) از بين برود ، ولى موضوع ( انسان ) باقى باشد .
اقسام ذاتى :
ذاتى بر معانى مختلفى اطلاق مىشود كه تهانوى و مرحوم مظفر قدّس سرّه اقسام آن را ذكر كردهاند از جمله : ذاتى در باب كليات خمس ، ذاتى در باب حمل و عروض و ذاتى در باب علل . « 1 »
ذهن
ذهن در اصطلاح فلاسفه به نيرويى گفته مىشود كه كار آن كسب علوم و ارتباط با عالم خارج از خود است . تمام ادراكات حسى ، خيالى و عقلى به اين نيرو مستند هستند .
و ذهنى چيزى را گويند كه تنها در ذهن وجود دارد ، مانند باغى با درختانى كه ميوهى آنها طلا و نقره باشد .
هامش
( 1 ) همان منبع ، و المنطق ، ص 366 .