شكى نيست كه در هر زبانى و از جمله زبان عربى حقيقت و مجاز واقع شده است . ولى اختلاف است كه آيا استعمال لفظ در معناى مجازى متوقف است بر اجازه واضع و در چهارچوب علاقههاى مخصوص بين معناى حقيقى و مجازى كه در علم بيان ذكر شده است ، يا اينكه صحت مجاز ناشى از طبع و يك امر ذوقى است و هركجا كه معناى مجازى با معناى حقيقى تناسب داشته باشد و طبع آن را نيكو شمرد ، استعمال لفظ در معناى مجازى صحيح است ؟
به نظر مىرسد كه استعمال لفظ در معناى مجازى امرى است ذوقى و همينقدر كه مناسبت وجود داشته باشد و ذوق سليم نيز آن را بپسندد ، مىتوان لفظ را در معناى مجازى استعمال كرد .
- اقسام حقيقت و مجاز :
هريك از حقيقت و مجاز به اعتبارات مختلف اقسامى دارند .
اقسام حقيقت به اعتبار واضع : حقيقت به اعتبار واضع سه قسم است : 1 - حقيقت لغوى . يعنى لفظ در معناى لغوى خود استعمال شده باشد . 2 - حقيقت عرفى عام . يعنى لفظ در معناى عرفى عام خود استعمال شده باشد . به عبارت ديگر : هرگاه استعمال لفظ در معنى چنين باشد كه عرف عام ( مثلا عموم عربها ) اين لفظ را در آن معنى استعمال كرده باشد ، آن را حقيقت عرفى عام نامند . 3 - حقيقت عرفى خاص . يعنى استعمال لفظ در معنا ، به جهت استعمال آن لفظ در آن معنا ، در اصطلاح گروه خاص باشد .
- اقسام مجاز :
مجاز تقسيمات مختلفى دارد :