و عدليه مىپردازيم .
- ادلهى اشاعره :
1 - دليل اول اشاعره اين است كه مىگويند : اگر قضيهى حسن و قبح از احكام عقلى باشد ، نبايد مثلا بين حسن يا قبح فلان عمل و بين قضيهى « كل بزرگتر از جزء است » فرقى باشد ؛ و حال آنكه بين اينها فرق است ، زيرا در حسن و قبح عقلى اختلاف است ولى در قضيهى « كل بزرگتر از جزء است » هيچ اختلافى نيست .
از اين دليل جواب داده شده به اينكه : قضيهى حسن و قبح عقلى از مشهورات است و قضيهى « كل بزرگتر از جزء است » از ضروريات ، و نبايد اينها را با هم مقايسه كرد .
2 - اگر حسن و قبح عقلى بود ، نبايد فعل حسن قبيح مىشد و يا فعل قبيح حسن مىشد ، و حال آنكه مىبينيم مثلا صدق گاهى نيكو است و گاهى زشت .
كما اينكه اگر صدق موجب ضرر بزرگى باشد قبيح است . و همينطور كذب گاهى قبيح و زشت است و گاهى پسنديده و نيكوست ، مثل جايى كه كذب موجب نجات جان پيامبر يا شخص بزرگى شود .
جواب اين دليل اين است كه گفتيم : حسن و قبح يا ذاتى است ، يا عرضى و يا نه ذاتى است و نه عرضى . در حسن و قبح ذاتى هيچگاه تغيير و تبديل وجود ندارد . مثلا هرگاه عنوان عدل متحقق شود ، ممكن نيست كه قبيح باشد . و همينطور ظلم ، بما هو ظلم ، هيچگاه نيكو نخواهد بود . ولى حسن و قبح عرضى قابل تغيير هستند . مثلا اگر صدق ، داخل تحت عنوان عدل شود ، نيكو و زيبا است ،