1 - اختلاف در كيف ؛ يعنى اگر يكى موجبه است ، ديگرى سالبه باشد .
2 - اختلاف در كم ؛ يعنى اگر يكى كلى است ، ديگرى جزئى باشد .
3 - اختلاف در جهت ؛ يعنى اگر يكى ممكنه عامه است ، ديگرى ضروريه باشد . « 1 »
تنقيح مناط
تنقيح در لغت پيراستن و پاك كردن است . گفته مىشود : كلام منقح ، يعنى كلامى كه اضافه و زيادى در آن نيست . تنقيح مناط نزد اصوليين ، يعنى الحاق فرع به اصل ، با الغاى فرق بين آنها . به اين صورت كه بگوييم : بين اصل و فرع فرقى نيست جز اين مورد ، و اين مورد نيز در حكم دخالت ندارد ، بنابراين ، چون در علّت حكم مشتركند ، پس در حكم نيز مشتركند . « 2 »
به عبارت ديگر : تنقيح مناط يعنى پاك كردن علّت حكم و تعميم دادن آن .
هرگاه شارع تصريح به حكمى كرده باشد ولى علّت آن را متعرض نشده باشد ، مىگويند : براى دستيابى به علّت حكم و تعميم دادن آن به موارد ديگر ، بايد مجتهد از طريق « سبر و تقسيم » وارد شود . يعنى مجتهد آزمايش ( سبر ) مىكند و اوصاف متعددى را كه احتمال مىدهد يكى از آنها علّت حكم در اصل باشد ، يكى يكى در برابر حكم اصل قرار مىدهد و مىسنجد تا ببيند بين آن
هامش
( 1 ) المنطق مظفر ، ص 189 .
( 2 ) ارشاد الفحول ، ص 221 ؛ اصول الفقه خضرى ، ص 332 ؛ الاصول العامة ، ص 315 .