يكى مهمتر از ديگرى بود ، در صورت اشتغال به اهم ، عقل حكم مىكند به معذور بودن او در ترك مهم ، زيرا قادر به امتثال آن نبوده است . ولى اگر مشغول امتثال مهم شد ، هرچند مأمور به فعلى را امتثال نموده است و مستحق ثواب است ، ولى نسبت به ترك اهم معذور نيست و از اين جهت عقاب مىشود .
بنابراين ، اهم و مهم ، مانند متساويين ، هركدام در عرض ديگرى و مأمور به است و به همين خاطر مكلف با ترك اهم و مهم ، مستحق دو عقاب خواهد بود . « 1 »
تفصيل بيشتر از حوصله اين بحث خارج است . علاقمندان به تأليفات اصولى كه متعرض بحث ترتّب شدهاند مراجعه نمايند . « 2 »
ترجيح بلا مرجّح
ترجيح ، يعنى : رجحان و برترى و امتياز داشتن چيزى نسبت به چيز ديگر .
اين اصطلاح گاهى در فلسفه به كار مىرود و گاهى در فقه يا اصول .
- معناى فلسفى ترجيح بلا مرجّح :
در فلسفه گفته مىشود : ترجيح بدون مرجّح محال است .
توضيح مطلب :
هر فعل و اثرى كه در حد قوه و امكان باشد ، نسبت آن به وجود و عدم ، مساوى است و براى وجود پيدا كردن يا عدم آن ، بايد علّتى وجود داشته باشد
هامش
( 1 ) مناهج الاصول ، ج 2 ، ص 23 ؛ تهذيب الاصول ، ج 1 ، ص 284 .
( 2 ) برخى ديگر از منابع عبارتند از : فوائد الاصول ، ج 1 ، ص 336 ؛ درر الفوائد ، ج 1 ، ص 140 ؛ اجود التقريرات ، ص 286 ؛ مطارح الانظار ، ص 56 ؛ الرسائل ، ص 438 ؛ المحاضرات ، ج 3 ، ص 91 .