د : مفردى كه « ال » غير زايد بر سر آن آمده باشد ؛ مانند الرجل و الكتاب . « 1 »
- اقسام اطلاق :
اطلاق يا در حكم است ، يا در موضوع حكم و يا در متعلق موضوع :
مثلا در جمله : « يجب اكرام العالم » . هم وجوب ( حكم ) مطلق است و هم فعل اكرام ( موضوع ) . يعنى اين اكرام ، مقيد به علنى يا سرى بودن و امثال اينها نيست ؛ و هم عالم ( متعلق ) مطلق است .
2 - مقدمات حكمت :
همان گونه كه بيان شده ؛ الفاظ براى ذات معنى ، بدون هرگونه قيد ، حتى قيد اطلاق وضع شدهاند . بنابراين ، اگر بخواهيم لفظى را بر معناى مطلقى حمل كنيم ، بايد شروطى محقق شوند تا بتوانيم لفظ را بر معناى مطلق حمل كنيم و حكم شامل تمام افراد و مصاديق شود . اين شروط را مقدمات حكمت گويند .
مقدمات حكمت با وجود و تحقق خود ، موجب تحقق قرينه عامى مىشوند كه كلام را ، فى نفسه ظاهر در اطلاق مىنمايند .
در تعداد مقدمات حكمت اختلاف است ؛ در حالى كه برخى چهار مقدمه و برخى سه مقدمه را ذكر كردهاند ، مرحوم آية اللّه بروجردى تنها يك مقدمه را براى استفاده اطلاق كافى مىدانند . « 2 » آنچه مورد توافق اكثريت قريب به اتفاق
هامش
( 1 ) خواه عهدى باشد ، خواه جنسى و خواه استغراقى . البته اين مبناى مرحوم سبزوارى قدّس سرّه است ؛ ولى برخى ديگر معتقدند كه تنها « ال » جنسى افاده اطلاق مىكند .
( 2 ) نهاية الاصول ، ص 384 . ايشان تنها مقدمه اول را كافى مىدانند در حالى كه مرحوم آخوند قدّس سرّه انتفاء