كلام استناد كند عليه شنونده و هم شنونده مىتواند عليه متكلم به آن استناد كند .
- اصالة العموم يا اصل عموم :
هرگاه لفظ عامى وارد شود و انسان شك كند كه آيا اين عام تخصيص خورده يا نه ؟ يعنى شك كند كه آيا متكلم از اين لفظ ، عام را اراده كرده يا خاص را ؟ در اين صورت پس از تفحص و جستجوى لازم و پيدا نكردن مخصص ، به اصالة العموم تمسك مىشود ، يعنى اصل اين است كه لفظ در معناى عام استعمال شده و تخصيص نخورده است .
- اصالة الاطلاق يا اصل اطلاق :
اصل اطلاق در جايى به كار مىرود كه لفظ مطلقى وارد شده باشد و صلاحيت حالتها و قيدهاى مختلفى را داشته باشد و انسان احتمال بدهد كه برخى از اين حالتها يا قيدها مراد متكلم باشند . مثلا خداوند تبارك و تعالى فرموده :
أَحَلَّ اللَّهُ الْبَيْعَ
« 1 » و انسان شك كند كه آيا صحت بيع متوقف بر عربى بودن عقد بيع است يا نه ؟ در چنين مواقعى به اصل اطلاق تمسك مىشود و حكم به جواز عقد بيع به غير عربى مىشود .
- اصالة عدم التقدير يا اصل عدم تقدير :
مورد اين اصل جايى است كه انسان احتمال تقدير در كلام متكلم بدهد و دلالتى بر تقدير هم نباشد . در اين حالت به اصل عدم تقدير تمسك مىشود .
همچنين است اصل عدم نقل در جايى كه احتمال معناى دوّمى براى لفظ داده
هامش
( 1 ) البقرة ، 275 .