شود ، زن او بايد به مقدارى كه در احكام طلاق گفته مىشود عدّه نگه دارد ، پس اگر پيش از تمام شدن عدّه ، شوهر او مسلمان شود عقد باقى و گرنه باطل است .
مسأله 2451 - اگر زن در عقد با مرد شرط كند كه او را از شهرى بيرون نبرد و مرد هم قبول كند ، نبايد زن را از آن شهر بيرون ببرد .
مسأله 2452 - اگر زن انسان از شوهر ديگرش دخترى داشته باشد ، انسان مىتواند آن دختر را براى پسر خود كه از آن زن نيست عقد كند و نيز اگر دخترى را براى پسر خود عقد كند مىتواند با مادر آن دختر ازدواج نمايد .
مسأله 2453 - اگر زنى از زنا آبستن شود ، جايز نيست بچهاش را سقط كند .
مسأله 2454 - اگر كسى با زنى كه شوهر ندارد و در عدّهء كسى هم نيست زنا كند ، چنانچه بعد او را عقد كند و بچهاى از آنان پيدا شود ، در صورتى كه ندانند از نطفهء حلال است يا حرام ، آن بچه حلالزاده است .
مسأله 2455 - اگر مرد نداند كه زن در عدّه است و با او ازدواج كند ، چنانچه زن هم نداند و بچهاى از آنان به دنيا آيد ، حلالزاده است و شرعاً فرزند هر دو مىباشد ولى اگر زن مىدانسته كه در عدّه است شرعاً بچه ، فرزند پدر است ، و در هر دو صورت عقد آنان باطل است و به يكديگر حرام مىباشند .
مسأله 2456 - اگر زن بگويد يائسهام نبايد حرف او را قبول كرد ، ولى اگر بگويد شوهر ندارم حرف او قبول مىشود .
مسأله 2457 - اگر بعد از آن كه انسان با زنى ازدواج كرد ، كسى بگويد آن زن شوهر داشته و زن بگويد نداشتم ، چنانچه شرعاً ثابت نشود كه زن شوهر داشته ، بايد حرف زن را قبول كرد .
مسأله 2458 - اگر زنى كه آزاد و مسلمان و عاقل است دخترى داشته باشد تا هفت سال دختر تمام نشده پدر نمىتواند او را از مادرش جدا كند .
رساله توضيح المسائل ( موسوعة الإمام الخميني 29 ) ( فارسى ) — صفحة 437
مساهمون: السيد الخميني
ص٤٣٧