مسأله 1002 - اگر زير و زبر كلمهاى را نداند بايد ياد بگيرد ولى اگر كلمهاى را كه وقف كردن آخر آن جايز است هميشه وقف كند ياد گرفتن زير و زبر آن لازم نيست و نيز اگر نداند مثلًا كلمهاى به « س » است يا به « ص » بايد ياد بگيرد و چنانچه دو جور يا بيشتر بخواند ، مثل آن كه در
اهْدِنَا الصِّراطَ الْمُسْتَقِيمَ
مستقيم را يك مرتبه با سين و يك مرتبه با صاد بخواند نمازش باطل است مگر آن كه هر دو جور قرائت شده باشد و به اميد رسيدن به واقع بخواند .
مسأله 1003 - اگر در كلمهاى واو باشد و حرف قبل از واو در آن كلمه پيش داشته باشد و حرف بعد از واو در آن كلمه همزه « ء » باشد مثل كلمهء « سوء » بهتر است آن واو را مدّ بدهد ؛ يعنى آن را بكشد . و همچنين اگر در كلمهاى الف باشد و حرف قبل از الف در آن كلمه زبر داشته باشد و حرف بعد از الف در آن كلمه همزه باشد مثل « جاء » بهتر است الف آن را بكشد و نيز اگر در كلمهاى « ى » باشد و حرف پيش از « ى » در آن كلمه زير داشته باشد و حرف بعد از « ى » در آن كلمه همزه باشد مثل « جيء » بهتر آن است « ى » را با مدّ بخواند و اگر بعد از اين واو و الف و « ى » به جاى همزه « ء » حرفى باشد كه ساكن است ؛ يعنى زير و زبر و پيش ندارد باز هم بهتر آن است اين سه حرف را با مدّ بخواند ، مثلًا در
وَ لَا الضَّالِّينَ
كه بعد از الف حرف لام ساكن است ، بهتر آن است الف آن را با مدّ بخواند .
مسأله 1004 - احتياط مستحب آن است كه در نماز ، وقف به حركت و وصل به سكون ننمايد و معنى وقف به حركت آن است كه زير يا زبر يا پيش آخر كلمهاى را بگويد و بين آن كلمه و كلمهء بعدش فاصله دهد ، مثلًا بگويد :
الرَّحْمنِ الرَّحِيمِ
و ميم الرحيم را زير بدهد و بعد قدرى فاصله دهد و بگويد :
مالِكِ يَوْمِ الدِّينِ
. و معنى وصل به سكون آن است كه زير يا زبر يا پيش كلمهاى را نگويد و آن كلمه را به كلمهء بعد بچسباند مثل آن كه بگويد :
الرَّحْمنِ الرَّحِيمِ
و ميم الرحيم را زير ندهد و فوراً
مالِكِ يَوْمِ الدِّينِ
را بگويد .