30 دحاها : آن را گسترد ، از دحو به معنى بسط . 34 الطامة : برتر و غالب ، و طمّ الطائر الشجرة يعنى مرغ بر بالاى درخت قرار گرفت ، و بليهاى را كه تحمل آن دشوار و غير ممكن است طامّة خوانند . 42 أيان مرساها : يعنى قيام آن چه وقت خواهد بود ، از إرساء به معنى ثبوت و قرار گرفتن . 43 فِيمَ أَنْتَ مِنْ ذِكْراها : يعنى اى رسول خدا ! در آن چه تو در آنى از يادآورى ساعت ، هنگام قيام آن را نمىدانى ، و چنان است كه چون آدمى داخل در چيزى باشد ، از مزايا و فوايد آن آگاه است ، ولى اگر در بيرون آن باشد ، از خصوصيات آن بىخبر مىماند . و « فيم انت » براى انكار است ، يعنى يادى از آن ندارى تا آن را بدانى . و بعضى معنى آن را چنين دانستهاند كه : اين به آنچه تو براى آن مبعوث شدهاى ، ارتباطى ندارد ، و به گفتهاى ديگر : آنها حكايتى از گفتار آنان است و معنى آن اين است كه تو از ياد كردن آن كه چه وقت خواهد بود ، فراوان ياد كردهاى . / 298
تفسير هدايت (فارسى) — صفحة 303
مساهمون: احمد آرام
ص٣٠٣
براى آن كه از طغيان و سركشى نفس بپرهيزيم ، يك بار به تاريخ گذشتگان نظر مىافكنيم و مىپرسيم : چه چيز آنان را هلاك كرد ؟ آيا طغيان