« كشّاف » چنين آمده است : رسول اللَّه ( ص ) شب با قطيفهاى خود را پوشانده به خواب مىرفت ، و او را آگاه كردند كه داشتن چنين وضعى براى خواب مخصوص كسانى لا ابالى است كه هيچ امرى براى آنان اهميت ندارد ؛ « 3 » و در الدّر المنثور از جابر روايت شده است كه گفت : افراد قريش در دار النّدوه گرد آمدند و گفتند :
اين مرد را به نامى بناميد تا مردمان از گرد او پراكنده شوند ، گفته شد : كاهن ، گفتند : كاهن نيست ؛ گفته شد : مجنون ، گفتند : مجنون نيست ؛ گفته شد :
جادوگر ، گفتند : جادوگر نيست ؛ گفتند : سبب بريدن دوست از دوستش مىشود ، / 13 و سپس جمعيت پراكنده شد ؛ چون خبر آن به پيامبر ( ص ) رسيد ، لباس خود را پوشيد و خود را با آن پوشاند ؛ « 4 » و گفتهاى آن است كه اولين بار كه جبرييل را ديد از ترس خود را در لباس مخفى كرد تا آن گاه كه با او انس پيدا كرد . به اين خطاب در آغاز وحى خوانده شده است كه چيزى را از طرف خدا به مردمان ابلاغ نكرده بود ، سپس با الفاظ « نبى » و « رسول » در معرض خطاب قرار مىگرفت . « 5 » پيش از بيان رأى خودمان درباره اين آيه كريمه ، بعضى از ملاحظات را درباره قسمتى از نغزها و آراء درباره آن نقل مىكنيم : اين كه زمخشرى در تعليق خود عبارات ( يهجّن . . . لا يهمه امر . . . لا يعنيه شأن ) داشتن چنين وصفى براى خواب مخصوص كسانى لا ابالى است كه هيچ امرى براى آنان اهميت ندارد ، از لحاظ معنى شايسته مقام حبيب اللَّه و گزيده پيامبران او و معصوم بودن و تا آن حد اهتمام درباره امر رسالت داشتن كه نزديك بود خود را براى آن هلاك كند ، و تحمل آزار كردن تا آن اندازه كه پروردگار سبحانه و تعالى او را چنين خطاب كرد :
طه * ما أَنْزَلْنا عَلَيْكَ الْقُرْآنَ لِتَشْقى * إِلَّا تَذْكِرَةً لِمَنْ يَخْشى
به هيچ وجه نيست . « 6 » به همين گونه آنچه در الدر المنثور آمده و بنا بر آن پيامبر ( ص ) از گفته
هامش
( 3 ) - تفسير الكشاف ، ج 4 ، ص 644 .
( 4 ) - تفسير الدر المنثور ، ج 6 ، ص 276 .
( 5 ) - تفسير مجمع البيان ، ج 5 ، ص 377 .
( 6 ) - طه / 1 - 3 .