الف ) نقش آية اللّه العظمى گلپايگانى در مسائل دينى و سياسى
در قرن اخير به ويژه سالهاى پس از انقلاب مشروطيت ، ايران يكى از دورههاى اساسى تبيين و تطور انديشه سياسى شيعه به شمار مىآيد كه فرآيند تاريخى ادبيات شيعه را وارد مرحله جديدى كرد و تجربههاى قابل توجهى از بازشناسى و درون تبيينى را از خود به يادگار گذاشت ، اين تجربهها به شكل عميقى تحت تأثير بحرانها و چالشهاى تئوريك و بالمآل عملىاى قرار داشت كه تفكر دينى را با خطر جدى روبهروى مىساخت . تجربه حضور علماى مذهبى در انقلاب مشروطيت و ناكامىهاى پس از آن ، تكوين دولت سكولار پهلوى و توسعه انديشههاى غير دينى و به تبع آن عقبنشينى مذهب از جامعه ، گسترش اصلاحطلبى دينى در جهان اسلام و تأثير آن بر ايران ، توسعه و بسط گفتمان تجدد غربى مبتنى بر جدا انگارى عرصه دين و سياست ، افزايش نفوذ دولتهاى خارجى در ايران ، احساس ضعف اسلام در صحنه بين الملل ، بسط انديشههاى چپ و ماركسيستى و در نهايت توسعه استبداد و فشار دولتى ، جملگى فضاى تنفس دين را كاملا تنگ مىنمود و اين عوامل ايجاب كرد كه دانشوران و متفكران دينى ، كاوشى بنيادين را به منظور پاسخگويى به