تخطي إلى المحتوى الرئيسي

انديشه هاى فقهى - سياسى آيت اللّه العظمى گلپايگانى ( قده ) در عصر غيبت ( فارسى ) — صفحة 218

مساهمون:

ص٢١٨
حقارت بخش دو هزار و پانصد سال پيش اقناع نمود . . . دوران حكومت فردى و استبدادى به پايان رسيده . . . « 1 » » در ادامه حوادث قم و تبريز را نشانه به حق بودن مردم ايران و تأسى آنها به ائمه اطهار عليهم السّلام در ظلم ستيزى مىدانند ، ايشان به مناسبت چهلمين روز شهداى تبريز در اعلاميه‌اى حادثه خونين قم و تبريز را تسليت گفته و مىفرمايند : « . . . تاريخ فراموش نمىكند - فاجعه قم و تبريز را - و پرونده آن مورد رسيدگى نسلهاى آينده قرار مىگيرد و درس عبرتى براى آنان خواهد بود ، واقعه تبريز سند عينى و زنده درك و شعور و همبستگى ملت مسلمان با علماى اعلام و انزجار و تنفر از استكبار و استبداد است « 2 » » معظم له در نامه‌اى به علماى يزد اعمال رژيم را در كشتار مردم يزد محكوم مىكنند زيرا به دنبال اربعين شهداى تبريز روزهاى نهم و دهم فروردين 57 حوادث تبريز در يزد نيز تكرار مىشود ، روز 29 ارديبهشت سال 57 مصادف با ايام سوگوارى حضرت صديقه طاهره فاطمه زهرا عليها السّلام ، مأموران رژيم پهلوى با بيرحمى تمام به منزل آيت اللّه العظمى گلپايگانى قدّس سرّه حمله مىكنند و با شكستن درب و
هامش
( 1 ) - مركز اسناد انقلاب اسلامى ، پيشين ، ص 432 . ( 2 ) - همان ، ص 448 .
انديشه هاى فقهى - سياسى آيت اللّه العظمى گلپايگانى ( قده ) در عصر غيبت ( فارسى ) — صفحة 218 | محمد مهدى امامى