من نگاه كردم ديدم روى آن لوح نوشته : « اذا تهاجمت عليكم الفتن فعليكم بالشيخ عبد الكريم » بعد كه اين خواب به حاج شيخ عبد الكريم رسيد ، آقاى شيخ به حجره من آمدند و فرمودند : اگر از رؤياهاى صادقه باشد ، بايد خود را براى چماق آماده كرد - زيرا آن موقع رژيم پهلوى روى كار آمده و مسلط بر امور شده بود « 1 » . آيت اللّه العظمى گلپايگانى قدّس سرّه حدود نوزده سال از محضر پرفيض آيت اللّه حائرى استفاده كردهاند و براثر تحقيقات عاليه و تلاش فراوان كه در دروس فقه و اصول و . . . از خود نشان دادهاند توانستند مورد توجه استاد قرار بگيرند ، تا آنجا كه آيت اللّه حائرى ايشان را جزء اصحاب استفتاء خود قرار داد ، شدّت علاقه استاد به شاگرد آنچنان زياد بود ، كه آيت اللّه العظمى گلپايگانى قدّس سرّه به دعوت ايشان به قم مىآيند .
آيت اللّه العظمى گلپايگانى قدّس سرّه درباره اواخر عمر شيخ عبد الكريم حائرى چنين نقل مىكنند : « مرحوم آقاى شيخ در اواخر عمر بسيار ناراحتى كشيدند ، زيرا فشار رژيم پهلوى زياد شده بود و همچنان كه ايشان راه بين مدرسه فيضيه تا منزل را طى مىكردند و از درس بر مىگشتند ، عدهاى از اهل علم را مىديدند كه به دست مأموران رژيم افتاده و اينها را مىبرند تا خلع لباس كنند و از آنطرف گاهى مىشنيدند كه عدهاى از روحانيون بعضى شهرها در جلسهاى كه به
هامش
( 1 ) - همان ، ص 29 .