منحول تاريخى ( با استفاده از عنصر زمان و مكان ) تطبيق مىدهد و امكان تأويل و تفسيرپذيرى مذهب و انطباقش با شرايط هر عصرى وجود دارد .
آيت الله گلپايگانى قدّس سرّه براى حفظ موازين اسلامى در شرايط عادى ، آنچه را كه موجبات حفظ و نظم جامعه را فراهم مىكرد لازم الرعاية مىدانستند و هميشه بر نظم و آرامش جامعه اصرار مىكردند و بعضا در اعلاميههاى خود به حفظ اصول حاكم در جامعه و مراعات آنها از طرف مردم اشاره كرده ، در زمان دولت نامشروع به نخست وزير وقت - علم - چنين نوشتهاند :
« . . . چون پيشرفت دولت و ملت در مقاصد مشروعه و تثبيت ، بستگى و ارتباط كامل به احترام از اصول دارد و يگانه اصلى كه عزت و استقلال و ترقى مملكت و حفظ اصول ديگر بر آن مستقر است ، منظور داشتن موازين اسلامى است و توقع از دولت اين است كه در مراعات تمام اصول ، كمال جديت و صراحت و اظهار و ملت را نيز به رعايت آن تشويق نمايند . . . » . « 1 »
اين بيانات اشاره دارند كه مجتهدين با استقلال ممالك اسلامى مخالف نكردهاند ؛ فرضا كه حاكم را حاكم جور و ظلم بدانند باز هم با اصل تشكيل حكومت مخالفت نمىكنند ، زيرا به فرمايش حضرت على عليه السّلام « . . . و انّه لا بدّ للناس من امير بر او فاجر . . . « 1 » » در اين مطالب ، اصل تشكيل حكومت مورد بحث واقع نشده است و اختلافى بر سر لزوم ، ضرورت و وجود حكومت نيست ، بلكه اختلاف نظر بر سر وضع و اجراى قوانين و مقررات ، شكل و محتواى حكومت و عامل اجراى قوانين و انتخاب بهترين حكومت و حكمران است ؛ زيرا روحانيت هميشه خير و صلاح ممالك اسلامى و نظام مملكت را خواهان بوده و نسبت به وضع بعضى از قوانين از طرف هيأت حاكمه كه مخالف موازين شرع مقدس بوده اعتراض كردهاند . آيت الله گلپايگانى قدّس سرّه در اين باره چنين اظهار مىدارد :
« . . . روحانيت غير از خير و صلاح مملكت و نجات ضعفا هدف ديگرى ندارد و
هامش
( 1 ) . مركز اسناد انقلاب اسلامى ، پيشين ، صص 44 - 45
( 2 ) . نهج البلاغه ، كلام 40