تخطي إلى المحتوى الرئيسي

خورشيد آسمان فقاهت و مرجعيت ( زندگانى سيد محمد رضا گلپايگانى قده ) ( فارسى ) — صفحة 93

مساهمون:

ص٩٣
روى قبر قرار دارد مىباشم و بقدرى نزديكم كه كنار آن قرار گرفته‌ام و تا ناحيهء سينهء مرا آن صندوق گرفته بود در اين حال آمدند و يك ظرف عسل براى من آوردند و روى آن صندوق گذاشتند من در همان حال گفتم خوب است مقدارى از اين عسل را براى آقاى آقا سيد ابو الحسن اصفهانى ببريم تا اينرا گفتم : به من گفتند : سهم ايشان جداست و به ايشان داده شده و اين مخصوص تشريفات شما - يا زائرين - است . اين گذشت تا اينكه رفتيم به كربلا و در حجرهء آقاى شيخ عبد الرحيم قمى بودم و ايشان ميگفتند اين حجره مصرع حضرت على اكبر عليه السّلام بوده است . در كربلا به حضرت امام حسين عليه السّلام عرض كردم : در نجف لطف و عنايتى كردند شما هم عنايتى بفرمائيد شبى در همان حجره خواب ديدم كه حضرت ولى عصر به نماز ايستاده‌اند و صفّ اوّل مشرق و مغرب را گرفته و اوّل و آخر صف از بس طولانى است پيدا نيست و من در صف دوّم بودم و سمت راستم باز مثل صف اوّل انتهايش مشخص نيست ليكن در سمت چپم كسى نبود و من در جائى قرار داشتم كه محاذى با خود حضرت ولى عصر عجّل اللّه تعالى فرجه بودم و با ايشان نماز ميخواندم .

مسافرت به مشهد مقدّس

مرجع بزرگوار علاقهء عجيبى به حضرت رضا عليه السّلام و زيارت قبر شريف آن حضرت داشتند مسافرتهاى مكرّر به آن ارض اقدس كرده و از بركات قبر شريف آن بزرگوار بهره‌ها گرفتند .

خاطره‌اى از يك سفر مشهدشان در جوانى

در دوران جوانيشان به زيارت حضرت رضا عليه السّلام مشرف ميشوند و خاطره‌اى از آن سفر را بدينگونه نقل ميفرمودند : شبى بعد از پايان وقت ، خدّام
خورشيد آسمان فقاهت و مرجعيت ( زندگانى سيد محمد رضا گلپايگانى قده ) ( فارسى ) — صفحة 93 | على كريمى جهرمى