تخطي إلى المحتوى الرئيسي

خورشيد آسمان فقاهت و مرجعيت ( زندگانى سيد محمد رضا گلپايگانى قده ) ( فارسى ) — صفحة 77

مساهمون:

ص٧٧
شناخته ميشده‌اند تا مدتى از عصر مرجعيتشان اين برنامه را داشته‌اند كه در منزل خودشان و يا احيانا در مسجد حسين آباد ، محل اقامة جماعتشان منبر ميرفته‌اند و هنوز پيران روشن ضميرى از بازاريان محترم قم و نيز عده‌اى از مدرسين و فضلاى حوزهء مباركه هستند كه منابر ايشان را در ليالى قدر و يا مواقع ديگر به ياد مىآورند و خاطراتى شيرين از آن منابر دارند . چنان كه خود معظم له بعد از گذشت مدّتهاى مديد بعضى از خاطرات آن ايّام را به ياد مىآوردند و احيانا به مناسبت ذكر ميكردند . برنامهء ايشان در منبر رفتن اين بوده كه قبلا چند كتاب را مىديده‌اند و مطالعه مىكرده‌اند و نكات و مطالب مفيدتر را انتخاب نموده و چندين كتاب را با خود مىآورده‌اند و برفراز منبر متن آن مطالب را از روى كتاب ميخوانده‌اند و توضيح داده و در پيرامون آن بحث نموده و سخن مىگفته‌اند . و اين روش را براى اهل منبر شيوه‌اى مفيدتر و نافذتر از شيوهء معمول مىدانستند و حتى گاهى در روزهاى آخر سال تحصيلى ، به انبوه طلّاب و فضلائى كه پاى منبر درسشان بودند سفارش مىفرمودند كه هنگامى كه منبر ميرويد كتاب به همراه داشته باشيد كه اطمينان مردم به مطالب شما بيشتر خواهد شدء و نيز مىفرمودند من خودم منبر ميرفتم و كتاب را با خود روى منبر ميبردم . از مطالبى كه تاكنون كم‌وبيش از آن دوران نقل مىشود موضوع نفوذ كلام و تأثير بيان آن حضرت است . مثلا نقل ميكنند كه ايشان در منبر ، مغازه‌داران را از اين كه سدّ معبر مىكردند و مقدارى از كوچه و پياده‌روى را اشغال مىنمودند نهى فرمود و همين باعث شد كه مغازه‌داران بعدها محل عبور مردم را با وسائل مغازه و يا با ميوه و خواربار و مواد غذائى اشغال نمىكردند . خوانندگان عزيز از اين مطالبى كه در اين فصل آورديم روشن شد كه زعيم