نظريهء خود دفاع مىكردند و ليكن با تعابير اغراقآميز كه موجب وهن نظر مخالف باشد دفاع از رأى و نظر خود نمىكردند و اين مطلب از بارزترين خصوصيات تدريس معظم له بود .
9 - داراى شرح صدر عجيبى بودند و اشكالات و ايرادات شاگردان را هر چند كمسابقه بودند تحمّل مىكردند و اين مطلب خصوصا در اين سالهاى اخير با در نظر گرفتن بار سنگين مرجعيت عامّه و تامّه و پيرى و ضعف مفرط ايشان راستى اعجابانگير بود و اگر احيانا مثل مواقع كسالت - تند ميشدند كلمات زننده دربارهء طرف به كار نمىبردند بلكه در اينطور مواقع اجازهء اصرار كردن روى اشكال را نمىدادند و گاهى از اوقات جملهء « انّا للّه و إنّا إليه راجعون » را به كار ميبردند كه ظاهرا مقصودشان آن بود كه اينگونه ايراد گرفتنها مصيب و بلا است .
10 - وقت درس را به ذكر مطالب ديگر و مناسبات عرضى آن نمىگذراندند و غالبا تمامى وقت را صرف تحقيق در مسئلهء محلّ بحث مىنمودند و به مطالب خارج از محور بحثشان كمتر مىپرداختند .
11 - بسيارى از اوقات ، مطلب را يكسره نمىكردند بلكه مطالب و استدلالات را در طرف موافق و مخالف ذكر مىنمودند و شاگردان را در يك حالت انتظارى مىگذاشتند و نظرشان اين بود كه آنان خود به كار بيفتند و به نقطهء اصلى برسند . حتى گاهى ديده شد كه از ابداء رأى و نظر خود هم ابا مىنمودند و اين خود موجب آن بود كه درس ايشان براى هر كسى قابل فهم نباشد . آرى درس معظم له ، استعداد و تلاش مداوم ميخواست .
13 - تدريس ايشان ممزوج با اخلاق و عرفان بود . بدين ترتيب كه :
الف : با ورود در مسجد كه محل تدريسشان بود اولا : نماز تحيّت مسجد را
خورشيد آسمان فقاهت و مرجعيت ( زندگانى سيد محمد رضا گلپايگانى قده ) ( فارسى ) — صفحة 63
مساهمون: على كريمى جهرمى
ص٦٣