سئوال كردم كه چه فرمايشى ، چه امرى ، چه راهنمايى ، چه چيزى داريد ؟
ايشان مجموعهء مطلبشان اين بود كه امام را با هرچه در توان داريد تقويت كنيد . كسانى كه در مساله مرجعيت آشنايى دارند ، عظمت اين جمله را از يك مرجع تقليدى كه تا اين حد مورد توجه هستند مىفهمند .
باز براى دومين بار كه ميخواستيم جدا بشويم ايشان تكرار كردند كه توصيه ميكنم : امام را ، عظمتشان ، محلى را كه در جامعه امروز دارند ، اينرا نه تنها حفظ كنيد ، بلكه تقويت كنيد .
در دفعه دوم - من در زمينهء زمين يك اشتباه لفظى داشتم . در مصاحبهاى كه كرده بودم ، رفته بودم آنجا كه از اين اشتباه لفظى عذرخواى كنم و تصحيح كنم اينرا ، برادران ديگر هم از كابينه بودند - پرسيدم كه اگر اشكالى ، چيزى هست ، من عذر ميخواهم و مثلا آمديم كه اگر تذكرى هست بفرماييد .
فرمودند : كه الان هيچ حرفى ندارم جز اينكه اتحادتان را حفظ كنيد . در اين موقعيت مبادا ، مبادا كوچكترين حرفى بزنيد كه دشمن ببيند بين شماها اتفاق و اتحاد نيست . ما پيش از اينكه مسائل داخلى داشته باشيم هنوز بسيار بسيار مسائل ديگر داريم ، مثلا زياد جالب نيست اگر ببينند ما در جلسهء خصوصى اين وضع را داريم ، براى اينكه او قاعدتا تحليلش اين است كه ما يك عده مسلمان هستيم و ميخواهيم او را از ميدان و صحنه بيرون كنيم .
آنگاه بعد از تحليلى از فرمايش ايشان ميگويد : من اعلام ميكنم كه بين ائمه ما ، بين ائمه حاضر ما يعنى حضرت آية اللّه گلپايگانى ، و حضرت اية اللّه خمينى ، اين اختلاف كه بين ما و شما هست ، نيست زيرا كه آنها مسأله را خيلى از بالاتر مىبينند .
. . . من به شما عرض كردم كه صحبت حضرت آية اللّه گلپايگانى به من در تعظيم و تكريم امام بود و اين در تاريخ ميتوانم بگويم بىسابقه است . اگر داستان
خورشيد آسمان فقاهت و مرجعيت ( زندگانى سيد محمد رضا گلپايگانى قده ) ( فارسى ) — صفحة 185
مساهمون: على كريمى جهرمى
ص١٨٥