و فضلا كه مرجع بزرگوار خود ناظر ماجرا بودند و راه ندادن مجروحين به بيمارستانها به فرمان ساواك و يا بيرون راندن آنان از بيمارستانها منشأ اهتمام بالغ ايشان براى توسعه و گسترش دادن بيمارستان گرديد .
آرى رژيم منحوس ، زد و كشت و خراب كرد و زخمى و مصدوم نمود و بعد هم از اينكه بيمارستانها مجروحين حادثه را براى درمان و معالجه و عمل بپذيرند ممانعت كرده و جلوگيرى به عمل آورد و در بعضى از بيمارستانها بيمار زخمى را جواب كرده و از بيمارستانها بيرون راندند .
اين وضع اسفبار و نگرانكننده ، انگيزهء سر و صورت دادن به بيمارستان و مجهز ساختن آن را از براى جامعهء روحانيت در ايشان تقويت كرد و بر آن شدند كه بيمارستان ، به صورتى درآيد كه جوابگوى نيازمنديهاى درمانى روحانيون چه در مواقع استثنائى و چه در شرايط عادى باشد و در پى اين تصميم ، مردم مؤمن و خيّر و نيكوكار نيز همفكرى و همكارى كردند و در نتيجه ، بيمارستانى بسيار آبرومند بوجود آمد كه مجهز به انواع تجهيزات اس و مراجعات بسيار دارد .
اغلب يا عده كثيرى از طلاب و فضلا و جامعه روحانيت داراى كارت يا دفترچهء مخصوص مىباشند كه در مواقع ضرورى و نياز راجع به خود و همسر و فرزندانشان بدانجا مراجعه مىكنند و آبرومندانه مجّانا و يا با پرداخت وجه كمى تحت درمان يا عمل جراحى قرار مىگيرند .
در دوران جنگ تحميلى يكى از مراكز مجهّزى كه در خدمت اسلام فعّاليت داشت بيمارستان مزبور بود و تعداد زياد و فراوانى از زخميها و مجروحين و مصدومين جبههها بدانجا انتقال داده مىشدند و مورد درمان قرار مىگرفتند و گاهى جريان حمله به بيمارستان اعلان مىشد و بعد از رسيدگى به حال بيماران تختها را خالى كرده و يكسره تحت اختيار رزمندگان مجروح قرار مىگرفت .
از جملهء جنايات صدام يكى هم حملهء موشكى است كه ناجوانمردانه به
خورشيد آسمان فقاهت و مرجعيت ( زندگانى سيد محمد رضا گلپايگانى قده ) ( فارسى ) — صفحة 168
مساهمون: على كريمى جهرمى
ص١٦٨