معظمله خاطراتى از اين دوران به ياد داشتند از جمله خاطرهاى است كه در روز شانزدهم محرم 1405 قمرى در منزلشان ياد ميكردند و مىفرمودند :
پدر ما كه ما را به مكتب فرستاده بودند كتاب حياة القلوب مجلسى را داده بودند كه در مكتب بخوانيم .
و بنابراين ، ايشان كتابى مانند حياة القلوب را در مكتب خوانده و آموخته بودند . « 1 »
بارى در اثناء اين دوران بوده كه سايهء پدر از سر فرزند برومند قطع مىشود ليكن از همچنان به كار خود ادامه مىدهد .
قدس و تقوى از دوران كودكى
مشهور و مسلم است كه حضرت آية اللّه العظمى گلپايگانى از دوران كودكى سخت پاىبند به آداب اسلامى بوده و آثار صلح و بزرگوارى از همان ايّام در اعمال و طرز رفتارشان آشكار بوده است .
يكى از دوستان كه سيدى روحانى است براى اين جانب ميگفت :
مدّتى پيش ، پيرمردى از گلپايگان به قم آمده بود و او راجع به مرجع بزرگوار چنين اظهار مىداشت :
ايامى كه ايشان مكتب ميرفتند و پدر را هم از دست داده بودند چنان بودند كه شاگردان مكتب هنگام ظهر ناهار و نانشان را روى هم ميريختند و يك جا با هم ميخوردند ليكن ايشان جداگانه غذاى خود را مىخورد و هرچه اصرار ميكردند كه ايشان هم با آنان باشد نمىپذيرفتند و ميگفتند : شايد پدرهاى آنان راضى نباشند . روزى بچهها نان و غذاى او را برداشتند كه مجبور شود با آنها غذا بخورد
هامش
( 1 ) در تاريخ مزبور ، مطلبى را مربوط به حضرت يوسف عليه السلام نقل كردند و نسبت به حياة القلوب دادند كه در ايّام كودكى خوانده بودند .