همان اوقات ، نيمه شعبان پيشآمد ، مرجع بزرگ مىفرمودند : من نظرم اين بود كه جشنها را خيلى مفصل بگيرند و چراغانيها را به بهترين شكلى برگزار كنند ولى بعد شنيدم كه نظر آقاى خمينى اينست كه جشن گرفته نشود من در آن هنگام ديگر نظر خودم را دنبال نكردم .
آرى وقتى خدا منظور باشد جز اين نيست و قابل توجه است كه مرجع بزرگ نظرشان اين بوده كه مقاومت ملت مسلمان را در برابر جنايتهاى رژيم در قم و تبريز و جاهاى ديگرى نشان دهند كه حتى با وجود اينهمه شهيد و زخمى ، ما حتى جشنهاى خود را هم برگزار مىكنيم و نظر امام اين بوده كه بدينوسيله بفهمانند كه ملت بر اثر جنايات رژيم ، جشن و سرورى ندارد . و هر دو نظر مقدس است و اگر يكى از آن دو به احترام ديگرى از نظر خود برگردد و آن را رها كند آن هم وجههء خدايى دارد .
در اين فترت و فاصلهاى كه امام در فرانسه بودند كه دوران بسيار تاريك و مبهم و خطرناكى بود بختيار و ازهارى را با دو اعلانيه مفصل رسوا كردند كه شرح آن در كتب مربوطه آمده است .
در ورد امام به ميهن اسلاميمان ، مرجع بزرگ نامه تبريك نوشتند متن نامه معظم له به امام برحسب آنچه اطلاعات پنجشنبه 19 بهمن 1357 آورده چنين است :
نامه حضرت آيت الله العظمى گلپايگانى به حضرت آيت اللّه العظمى خمينى
ارتش بايد به ملت ملحق شود
بسم اللّه الرحمن الرحيم
به عرض عالى مىرساند با ابلاغ سلام و تحيت خداوند متعال را شكر و سپاس مىگوييم كه نهضت مسلمانان را براى اعلاء كلمة اللّه پيروز و غالب
خورشيد آسمان فقاهت و مرجعيت ( زندگانى سيد محمد رضا گلپايگانى قده ) ( فارسى ) — صفحة 150
مساهمون: على كريمى جهرمى
ص١٥٠