مؤلف مجمعالبيان در ذيل آيهى آخر سورهى فصلت مىنويسد :
« مغيرهبن شعبه » در فتح حديبيه با اموال فراوانى به خدمت پيامبر آمد و اسلام آورد ، پيامبر ( ص ) او را پذيرفت ولى چون اموال را با خدعه و نيرنگ از كفار گرفته بود ، به او فرمود : « لاحاجه لنافيها » به چنين مالى نيازى نداريم .
و در جنگ خيبر ، شبانى آمد و مسلمان شد ، پيامبر ( ص ) اسلام او را قبول كرد ولى فرمود :
گوسفند را به صاحبانش بازگردان و نزد مسلمانان بازگرد .
حمايت از حيوانات
در روايات اسلامى آمده است كه گروهى از بنىاسرائيل به عذاب الهى مبتلا شدند و گناه ايشان اين بود كه كودكى پرهاى خروسى زنده را مىكند و آنان از اين كار او جلوگيرى نكرده بودند .
در يكى از جنگهاى اسلامى به فرماندهى سپاه اسلام خبردادند كبوترى بالاى خيمهاى لانه ساخته و تخم گذاشته است ، دستور داد آن خيمه را برنچينند و در بيابان باقى بگذارند .
« عبدالله بنجعفر » كه بسيار سخاوتمند و بخشنده بود ، مىگويد : جوان مسلمانى را از خود سخىتر يافتم ، او فقط سه قرص نان داشت و هرسه را به سگى داد و خود گرسنه ماند ، از او با شگفتى علت اين كار را پرسيدم ، گفت : اين حيوان غريب بود و مهمان من شد ، سزاوار آن بود كه او سير شود هرچند من گرسنه بمانم .
در فقهاسلامى نيز تأكيد شده است كه اگر صاحب حيوانى ، حيوان را آزار دهد و يا در رسيدگى به او كوتاهى نمايد مسؤول است .
چهارمين پيشوا ، حضرت سجاد عليه السلام ، چند سفر ، بر شترى به حج رفتند و هرگز تازيانهاى به او نزدند ، يك بار كه از شتر بخشم