مىتوان با يك مفهوم ضعيف ، دست از اينهمه روايات برداشت ؟ با وجود اصرار قرآن بر اخذ بما أتى الرسول و با حديث ثقلين ؟ !
5 - اينطور نيست كه همه جا مقيد مقدم بر مطلق باشد ، ميزان ظهور است و هر كسى در امثال مقام اين مطلب را مىفهمد .
6 - فقه صرف يك بحث اطلاق و تقيد نيست ، صدها فوت و فن تخصّص دارد . بايد حتماً نزد بزرگان سالها تلمذ نمود .
7 - جسارت نباشد ، اگر كسى خيال كند كه بيش از همه فقهاء يا مشهور فقهاء همه اعصار مىفهمد بايد در فهم خود شك كند .
8 - تمسك به اجماع نمىكنيم بلكه به روايات ، ليكن فهم اصحاب از روايت ، بدون شك يكى از مؤيدات قويه ( به تعبير مرحوم امام ) يا دليل ( به تعبير مرحوم اصفهانى ) مىباشد ، به تعبير مرحوم بروجردى اصحاب بطانه فقه هستند و ما در برون . واقعيت اين است كه ائمه از ائمه گرفتهاند و فقهاء از اصحاب ائمه . و قصر « صلوة » مسافر از قطعيات اين مسائل مأخوذه مىباشد .
9 - مثل فقه جديدى كه برخى به ظاهر معتقد شدهاند مثل كسى است كه در جلو منزلى عبور كرده و صدائى بشنود بگويد فلان منزل دعوا بود ، ولى اهل منزل مىدانند كه بحث ديگرى بوده است .
10 - هر گونه پيروى از اين روش جديد - تشكيك در مسائل مسلّمه فقه - مسلماً موجب ضعف اعتقاد مردم مىشود .
11 - هر كلمهاى كه در موضوع حكم بيايد ظاهر در قيديت است و اگر نبود روايات ما كه به حكم قرآن بايد به آنها عمل نمود كلمهاى را قيد مىگرفتيم . در تيمم روايات داريم .
استفتائات ( 1382 ش ) ( فارسى ) — صفحة 37
مساهمون: الشيخ محمد علي الگرامي القمي
ص٣٧