مادر گرامى حضرت عيسى بن مريم عليهما السلام مى باشد . پس اين يك اسم خاص است .
همچنين در اوايل سورهء مريم مىخوانيم كه زكريا به درگاه الهى عرض كرد : « فَهَبْ لِى مِنْ لَدُنْكَ وَلِيّاً ؛ « 1 » براى من از طرف خودت يك ولىّ و جانشين قرار ده . »
سپس در آيهء ديگر مىفرمايد : « يا زَكَرِيَّا إنَّا نُبَشِّرُكَ بِغُلامٍ اسْمُهُ يَحْيى ؛ « 2 » اى زكريا ! ما تو را بشارت مىدهيم به فرزندى كه اسمش يحيى است . » پس يحيى اسم خاص براى اين پيامبر بزرگوار مىباشد . اسمهاى عام نيز در قرآن فراوان است ؛ مانندِ لقب ، اسماء و صفات الهى .
2 . لقب : اسمهايى كه در آن مدح و ذمّ باشد ، اصطلاحاً در لغت عرب « لقب » مىگويند ؛ مانند فخرالدين ، شمس الدين و . . . لقب عبارت است از : اسم خاصّى كه بر بزرگى شخصيّت مسمّى دلالت كند ؛ مانند « فخرالدين » ؛ يعنى اين شخص مايهء فخر دين است . عكس آن نيز وجود دارد و ممكن است از روى عداوت و دشمنى اسمهايى بر شخص بگذارند كه او را تحقير كنند ، كه قرآن از آنها نهى فرموده است .
در سورهء حجرات مىفرمايد : « وَلا تَنابَزُوا بِالْأَلْقابِ ؛ « 3 » لقبهاى بد بر ديگران مگذاريد و يكديگر را تحقير نكنيد . »
قرآن اين لقب را نيز اسم مىگويد و در ادامهء آيهء شريفه مىفرمايد : « بِئْسَ الِاسْمُ الفُسُوقُ بَعْدَ الإِيمانِ ؛ « 4 » چقدر بد است ناميدن به نامى كه تهمت آور و موجب فسق باشد ، آن هم بعد از ايمان آوردن شخص باشد . » پس قرآن لقب را نيز اسم ناميده است .
هامش
( 1 ) . مريم ( 19 ) آيهء 5 . .
( 2 ) . همان ، آيهء 7 . .
( 3 ) . حجرات ( 49 ) آيهء 11 . .
( 4 ) . همان . .