11 - خطبه امام حسن عليه السلام روز جمعه در بصره
محمد بن سيرين مىگويد : از چند نفر از بزرگان و پيرمردان بصره شنيدم مىگفتند : هنگامى كه امير مؤمنان على بن ابىطالب عليه السلام از جنگ اصحاب جمل فراغت پيدا كرد كسالتى بر آن حضرت عارض شد و روز جمعه فرا رسيد ، پس به فرزندش حسن عليه السلام فرمود : فرزندم ! برو نماز جمعه را با مردم برپا كن .
امام حسن به سوى مسجد حركت كرد و چون روى منبر قرار گرفت پس از حمد وستايش پروردگار و بيان شهادتين و درود بر رسول خدا صلى الله عليه و آله چنين فرمود :
اى مردم ! همانا خداوند ما را براى رسالت خود انتخاب كرد و ما را بر آفريدههاى خود برگزيد ، و كتاب و وحيش را بر ما نازل نمود . سوگند به خدا هيچ كس چيزى از حق ما را ضايع نمىگرداند مگر اين كه خداوند در دنيا و آخرت او را ضايع مىگرداند ، و دولتى بر ما غلبه نكند مگر آن كه عاقبت براى ما باشد ، « و قطعاً خبر آن را بعد از چندى خواهيد دانست . »
سپس امام حسن عليه السلام نماز جمعه را با مردم به جاى آورد و سخنانش به اطّلاع اميرالمؤمنين عليه السلام رسيد ، چون به سوى پدر بازگشت حضرت به سوى او نظر افكند و نتوانست از گريه خوددارى كند و اشك بر گونههايش جارى شد ، آن گاه امام حسن را طلبيد و ميان دو چشم او را بوسيد و فرمود : پدر و مادرم فدايش « فرزندانى كه بعضى از آنان از [ نسل ] بعضى ديگرند و خداوند شنواى دانا است . »