اى بازيگر مغرور به خود ! گويا تو را در حالى مىبينم كه پيك پروردگارت به سراغت آمده ، فرستادهاى كه در نمىزند و از پوشش و حجاب تو احترام نمىكند ، عوض نمىپذيرد ، كفيل و ضامن قبول نمىكند ، نه به فرزندان كوچك تو رحم مىكند و نه از بزرگان تو احترام مىكند . تا اين كه تو را به گودالى كه اطراف آن تاريك و وحشتناك است برساند . چنان كه رفتار او با امّتهاى پيشين و ملّتهاى گذشته نيز چنين بوده است .
كجاست آن كه تلاش و كوشش نمود ، گرد آورد و مهيّا نمود ، بناى محكم ساخت و بر زيور و آرايش آن افزود . به كم قانع نگشت و از بيش سود نجست .
كجاست آن سردارى كه لشكرها را فرماندهى كرده و درفشها و پرچمها بيفراشت ؟
اكنون همه در زير خاك پوسيده و مرگ را چشيدهاند و شما در جام ايشان مىنوشيد و به راه آنها مىرويد .
بندگان خدا ! تقوا پيشه كنيد و از خدا بترسيد و عمل كنيد براى روزى كه كوهها به حركت در مىآيند و آسمان با ابرى سپيد از هم مىشكافد و نامههاى اعمال از راست و چپ گشوده مىشود . در آن روز خود را چگونه مىبينى ؟
آيا خواهى گفت : « بياييد نامهء عملم را بخوانيد » يا خواهى گفت : « اى كاش نامه عملم را دريافت نكرده بودم . »
از خداوندى كه در مقابل برپايى شريعت وعده بهشت داده خواهانيم كه ما را از سخط و غضب خود باز دارد .
خطبه هاى معصومين ( ع ) در جمعه ها وعيدين ( فارسى ) — صفحة 65
مساهمون: مهدى عبد اللهى
ص٦٥